وان تعریف نهایی از جمعیت ارائه می شود عبارت است از: “تجمعی از افراد انسانی که در منطقه ای معین (روستا، شهر، شهرستان، استان یا کشور) به طور مستمر و معمولاً به شکل مجموعه ای از خانوارها زندگی می کنند و پایگاه سیاسی، شرایط ملی و قومی واحدی دارند.”13
بنابراین، جمعیت های خاصی که برای منظوری خاص در زمانی مشخص و مکانی معین دور هم گرد آیند لزوماً در جمعیت شناسی مورد نظر نیستند.
در علم جمعیت شناسی، جمعیت ها از دو جنبه مورد توجه قرار می گیرند :
1ـ اجتماعی ـ اقتصادی : به عنوان مجموعه اعضای جامعه با روابط اجتماعی و اقتصادی معین
2ـ زیستی و طبیعی : به عنوان مجموعه افراد زیستی
نکته حائز اهمیت آن است که، اولاً جنبه های طبیعی و اجتماعی ـ اقتصادی جمعیت، شامل تمام افراد ازجمله افراد فعال، کودکان و پیرانی که در تولید اجتماعی نیز شرکت ندارند و همچنین کارفرمایان هم می شود ثانیاً با دگرگونی شرایط اجتماعی ـ اقتصادی، ویژگی های زیستی جمعیت؛ همچون بهداشت، زاد و ولد، مرگ و میر و نظایر اینها نیز تحت الشعاع قرار می گیرند.
به همین دلیل است که تحولات اجتماعی ـ اقتصادی نقشی اساسی در خصوص تصمیم گیری در سیاستهای جمعیتی از سوی دولتها را ایفا می نماید. و هر نظام اجتماعی، قانون جمعیتی ویژه‌ای دارد که از نظام های دیگر متفاوت است.در نگاهی دقیق تر می توان گفت رشد جمعیت در یک جامعه در سایه تحولات اجتماعی ـ اقتصادی به عوامل زیادی از جمله؛ سطح نیروهای تولیدی، شرایط و روابط اجتماعی، نظام های اقتصادی و معیشتی، حکومت و قانون، اخلاق، دین و مذهب، افکار و جریانات سیاسی و سرانجام شرایط طبیعی و جغرافیایی وابسته است که هر اندازه مناسبات میان این عوامل پیشرفته تر و پیچیده تر باشد، همان قدر نقش عمده رشد جمعیت بر عهده نظام اجتماعی خواهد بود.14
پس از معرفی و شناخت موضوع جمعیت، لازم است تا به نظریات جمعیت شناسی که در خصوص میزان جمعیت وجود دارد پرداخته شود.
2-نظریات جمعیت شناسی
در میان جمعیت شناسان، چهار نظریه مهم پیرامون میزان جمعیت وجود دارد که در ادامه به تفصیل به معرفی و بیان آنها پرداخته خواهد شد.
2-1)نظریه افزایش جمعیت
اولین نظریه در بحث جمعیت شناسی، دیدگاه طرفداران افزایش جمعیت است. طرفداران این نظریه ضمن بیان عقیده خود سعی نموده اند تا به دلایلی نیز برای اثبات عقیده خویش تمسک نمایند که در ادامه، این عقیده به تفصیل بیان خواهد شد.
گاهی اینطور گفته می شود که این نظریه بیشتر در قدیم الایام طرفدارانی داشته است و طرفداران آن با توجه به اینکه قدرت یک قوم را به واسطه کثرت جمعیت آن می پنداشتند، با تحدید نسل، مخالف و از افزایش جمعیت یک قوم و یا یک کشور، جانبداری می کردند به عنوان مثال در جهت حمایت از افزایش جمعیت مقرراتی وضع می نمودند که طبق آن به پدرانی که سه فرزند داشتند قطعه زمینی اهدا می شده است و یا خانواده های پر جمعیت از مالیات معاف می شده اند.15
طرفداران این نظریه با عنوان کردن اینکه امکانات کره زمین برای تغذیه تعداد بسیار زیادی، به مراتب بیشتر از آنچه که اکنون موجود است کافی می باشد، به انتقاداتی که در خصوص افزایش جمعیت بدون توجه به امکانات و شرایط، بیان می گردید، توجهی نمی نمودند.16 به عنوان مثال یکی از مخالفین تحدید موالید و کاهش جمعیت چنین اعتقاد داشته است که زمین قادر است با استفاده از تکنولوژی تا نُه میلیارد انسان را تغذیه کند.
ریشه عمده این تفکر در فضای خاص گذشته تاریخ است که قدرت یک قوم را در کثرت جمعیت که طبیعتاً به کثرت سپاه و نیروی کار و بالطبع آبادانی و عظمت سیاسی و اقتصادی آن قوم می انجامید، تعریف می کرده اند.حقیقتی که در زمان خود مسلم بوده و قابل انکار نیست بلکه در زمان حاضر نیز، هنوز رنگ و بوی این حقیقت باقی است و جوامع و اقوام و پیروان مذاهب به واسطه کثرت جمعیت دارای حوزه های قدرتمندتری از سلطه و نفوذ می باشند. از این رو نمی توان از این واقعیت چشم پوشی نمود که کثرت جمعیت برای یک گروه تا حدود بسیاری قدرت سیاسی و اقتصادی و مهمتر از اینها، اقتدار فرهنگی را در پی دارد و حتی می توان مدعی شد که در هر حال کثرت جمعیت اقتضای اقتدار را داراست و اگر چنین اقتداری به فعلیت نمی رسد به واسطه موانعی است که در رابطه با فقر و تهیدستی گریبانگیر جوامع می باشد و شاید بتوان گفت به همین دلیل است که خداوند در آیه شریفه “وَ یُمدِدکُم بِأَموالٍ و بنینَ”17، اولاد را در کنار اموال، از جمله مصادیق مدد الهی برمی شمارد.18
بنابراین طبق این نظریه، اعمال سیاست افزایش جمعیت به صورت مطلق، از سوی دولتها برای حفظ کیان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امری لازم و ضروری بوده و اساساً اصل، در سیاستهای جمعیتی باید بر محور افزایش موالید قرار بگیرد.
در مقابل این دیدگاه، دیدگاه دیگری وجود دارد که در جهت مقابل این نظریه قرار می گیرد. کاهش جمعیت، عقیده ای دیگر در باب نظریه های جمعیتی است که در ادامه بیان خواهد شد.
2-2)نظریه کاهش جمعیت
بیان یک نکته در معرفی این نظریه لازم به نظر می رسد و آن این است که در کتابهای جمعیت شناسی عموماً از این نظریه با عنوان “مخالفین افزایش جمعیت” نام برده می شود در حالیکه بهتر آن است که در نامگذاری این دیدگاه از عنوان، “موافقین کاهش جمعیت” استفاده گردد زیرا از مخالفین افزایش جمعیت، می توان، طرفداران نظریه “جمعیت ثابت” و “جمعیت متناسب و مطلوب” هم نام برد در صورتیکه در هیچکدام از آنها تاکیدی بر کاهش موالید نیست بخصوص در نظریه جمعیت مطلوب، اما این نظریه ـ کاهش جمعیت ـ در صدد اثبات مطلوبیت کاهش جمعیت و تحدید موالید می باشد.
پیدایش این نظریه در حدود دو قرن پیش می باشد.از آنجا که قرن هجدهم و نوزدهم، قرون رونق اندیشه های نظام ضد سرمایه داری در اروپا بوده است و مکاتبی از قبیل آنارشیسم و سوسیالیسم در برابر اندیشه های نظام سرمایه داری به وجود آمدند.
از این رو می توان گفت یکی از مهمترین عللی که همواره باعث رونق بازار این گونه مکاتب اجتماعی ـ سیاسی گردید، فقر روز افزون جوامع آن روز اروپا بوده است. بنابراین از زمانی که سوسیالیستها در اروپا عقاید خویش را مطرح کردند و فقر را ناشی از توزیع نابرابر ثروت دانستند، نظام سرمایه داری هم در مقام پاسخگویی به روش های مختلفی متوسل گردید و در برابر موج فراگیر سوسیالیسم که به وضوح پایه های کاپیتالیسم را تضعیف کرده بود، به جوابگویی تئوریک روی آورد.
یکی از عقایدی که در این میان مطرح شد و موافقین بسیاری یافت و عمده تلاش خود را به نفی رابطه فقر و توزیع نابرابر ثروت معطوف کرد، نظریه فردی انگلیسی به نام توماس رابرت مالتوس 1766م بود که در گذر زمان توسط خود وی و طرفدارانش پرورده شد. وی به وضوح فقر را ناشی از کثرت جمعیت می دانست و بالطبع مبارزه با فقر را در مخالفت با ازدیاد نسل منحصر می گردانید.19
از آنجایی که مباحث جمعیت شناسی بخصوص عقیده کاهش جمعیت، نوعاً با آراء و عقاید مالتوس همراه است و مجموعه ای در این علم نگاشته نمی شود مگر آنکه آرای او را مطرح سازد، برخی مخالفین تحدید نسل، همه کسانی که در موافقت با آن سخن گفته اند را مالتوس گرایان نام نهاده اند.20
جهت آشنایی بیشتر با فضای بحث، ضروری است تا این دیدگاه به شکل تفصیلی بیان گردد.
توماس رابرت مالتوس با انتشار کتابی به نام “رساله ای در باب اصول جمعیت” افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد.وی ادعا کرد رشد جمعیت با تصاعد هندسی است ولی افزایش تولیدات و محصولات غذایی با تصاعد عددی است.بنابراین آهنگ رشد جمعیت سریعتر از آهنگ افزایش تولیدات و محصولات است، از این جهت باید برای جلوگیری از ازدیاد نسل فکری شود. آهنگ رشد جمعیت با تصاعد هندسی است یعنی رقم بعدی دو برابر رقم قبلی می شود به این ترتیب که یک نفر می شود دو تا، دو تا می شود چهار تا، چهارتا می شود هشت تا و به همین ترتیب جمعیت رشد می کند.
اما افزایش تولیدات و محصولات به صورت تصاعد عددی است به این معنا که در هر مرتبه، یک عدد معین به عدد قبلی افزوده می شود مثلاً دو می شود چهار، چهار می شود شش، شش می شود هشت و به همین ترتیب ادامه می یابد.
وی معتقد بود، اگر فکری برای جلوگیری از ازدیاد نسل نشود، خطرات بزرگی برای جامعه پیش می آید و تولیدات جوابگوی جمعیت نیست، لذا باید جلو افزایش نسل گرفته شود.21
البته ایشان با راههایی نظیر سقط جنین و یا آزادی جنسی خارج از زناشویی و یا همجنس بازی نیز به صراحت مخالفت می ورزید، روی همین حساب، الزام اخلاقی قبل از ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج را جهت کاهش موالید پیشنهاد می نمود.وی همچنین معتقد بود جامعه نباید به افراد فقیر کمک کند، تا در اثر سختی معیشت، ایشان کمتر دارای فرزند شوند. لکن در گذر زمان گروهی که به نام مالتوسی های جدید نامیده می شوند از این مرحله فراتر رفته و برای جلوگیری از تکثیر جمعیت خود را پای بند هیچ معیار اخلاقی نمی دانند.22
با توجه به موقعیت زمانی دوران متفکرانی چون مالتوس، طبیعی است که خاستگاه این چنین عقایدی، حفظ نظام سرمایه داری و جلوگیری از روند سقوط این نظام می باشد.زیرا آنچه که وی و همفکرانش به آن معتقدند می تواند درآمد سرانه ملی یک کشور را افزایش داده و دست حاکمیت سیاسی را در کاهش فقر باز نماید. اما با نگاهی جهانی به این مساله به سهولت دانسته می شود که بدون توجه به توزیع برابر و عادلانه ثروت، فقر جهانی صرفاً با جلوگیری از کثرت جمعیت از بین نمی رود، هر چند روند شتابان فقر را کُند می سازد.23

بنابراین می توان گفت اگر نظریه کاهش میزان موالید در جوامع تنها متکی بر عقیده مبارزه با فقر باشد با اندک تاملی بنیانهای این عقیده فرو خواهد ریخت و اعتبا