به مخاطبان عرضه می کند. این پژوهش ابتدا تعریفی از نوستالژی به دست می دهد و انواع مفاهیم نوستالژی را در زیر دو عنوان کلی فردی و جمعی ارائه می دهد ، سپس به بررسی مفاهیم نوستالژی در دیوان ناصرخسرو و تحلیل کارکردهای زبان در نوستالژیک کردن فضای اشعار و ارتباط آن با نوستالژی فردی و همچنین بررسی مؤلفه هایی همچون اسطوره پردازی و گرایش به آرمانشهر و پیوند آن با نوستالژی جمعی می پردازد.
4- ولی شعبانی زنوزق ، علیرضا رضایی ، نوستالژی در غزلیات شمس ، انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان ، هفتمین همایش پژوهش های زبان و ادبیات فارسی ، اسفند 1392 ، صص 1103-1097.
در چکیده مقاله آمده است : نوستالژی یک اصطلاح روانشناسی است به معنای رفتاری که ناخودآگاه در میان شاعر یا نویسنده بروز کرده و متجلّی می شود. نوستالژی یک حسّ دلتنگی و حسرت انسان ها به گذشته و به آن چیزهایی است که در زمان حال آن ها را از دست داده اند. تقریباً تمامی نویسندگان و شاعران به نحوی از انحاء در آثار خود به نوستالژی و دلتنگی های حاصل از آن به طرق گوناگون اشاره کرده اند. موضوع این مقاله بررسی نوستالژی در غزلیات شمس(دیوان کبیر مولانا) می باشد. از آن جایی که این موضوع تا به حال مورد توجّه محقّقان و پژوهشگران واقع نشده می تواند منجر به شناخت بیشتر جنبه های عرفانی شخصیت مولوی شده و نتایج عرفانی زیبایی را در بر داشته باشد.
1-7-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
یکی از ضرورت های پژوهش حاضر این است که تاکنون محققان به بیان جنبه های عاطفی و نوستالژیک در ادب فارسی کمتر پرداخته اند زیرا نوستالژی اصطلاحی روانشناسی است نه ادبی ؛ از این رو پرداختن به این جنبه های عاطفی و نوستالژیک ساحت و فضاهای دیگر شعر پارسی را به روی ما می گشاید که پیش از این به روی ما بسته بوده است. از آن سو تحقیقات بین رشته ای ، ارتباط میان رشته ها و علوم مختلف از دیگر ضرورت هایی است که در ادبیات فارسی کمتر به آن پرداخته شده است.تحقیقات بین رشته ای مشابهت های میان علوم مختلف و نقش یک علم در علم دیگر را به وضوح بیان می کند.
فصل دوم
زندگی ، سبک و زمانه پروین
2-1- زندگی نامه پروین اعتصامی
یکی دیگر از بدیع ترین و دلاویزترین شکوفه های ادب فارسی و یکی از منادیان محبت و مردمی و تقوی در عصر حاضر” پروین اعتصامی است.به روز بیست و پنجم اسفندماه 1285 در تبریز به دنیا آمد و قسمت اعظم عمر کوتاه خود را در تهران گذراند. او در میان خانواده ی فضل و کمال و در دامان پدر دانشمندش میرزا یوسف خان آشتیانی ملقب به اعتصام الملک ، دارنده و نویسنده ی مجله ی ادبی بهار و مترجم آثار فراوان از فرانسه و عربی ، پرورش یافت.( آرین پور، 1372 ،ج2،ص 112)
پروین ادبیات فارسی و عربی را نزد پدر آموخت و از همان ابتدای طفولیت به سرودن شعر آغاز کرد ، و مراقبت پدر شعرشناس و دانشمندش در پرورش قریحه ی تابناک وی مؤثر افتاد. تحصیلات خود را در کالج آمریکایی به پایان رسانید ؛ و در سال 1303 هجری شمسی ، که هجده مرحله از سنین عمرش گذشته بود ، فارغ التحصیل شد. وی احساسات خود را از این حیث در قطعه ای به نام نهال آرزو چنین بیان می کند :
پستی نســوان ایران جـمله از بی دانشیست مـرد یا زن ، برتری و رتبت از دانســتن است
زین چراغ معرفت کامروز اندر دست ماست شاهــراه سعی و اقلیـم سـعادت روشن است
به که هر دختر بداند قدر علــم آمــوختن تا نگوید کس پسر هشیار و دختر کودن است
(اعتصامی، 1384 : 263)
پروین پس از فراغت از تحصیل چندی در دفتر همان مدرسه ی آمریکایی به کار پرداخت ، تا روز نوزدهم تیرماه 1313 شمسی با پسر عموی خود ازدواج کرد. اما این ازدواج سعادتی در بر نداشت و پس از اندک زمانی به علت اختلاف سلیقه ی زن و شوهر کار به افتراق کشید. از این پیشامد انعکاسی در اشعار او نمی توان یافت ، مگر در یک قطعه ی کوچک بی عنوان که در اشعار او دیده می شود :
ای گل ، تو ز جمعیت گلزار چه دیدی جز سرزنش و بدسری خار چه دیـدی
ای لعل دل افروز ، تو با این همه پرتو جز مشتری سـفله به بازار چـه دیدی
رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیـدی
(اعتصامی، 1384 : 156)
پروین از کودکی گوشه گیر و مردم گریز بود ، کمتر سخن می گفت و بیشتر می اندیشید. در جریانات اجتماعی مربوط به بانوان و در جنبش آزادی و حقوق زن عملاً مداخله نکرد و این کناره گیری در اشعارش نیز منعکس است.با این همه ، هنگامی که شرایط برای دخالت فعال زنان در امور اجتماعی مساعد شد ، پروین در قصیده ای به نام زن در ایران چنین سرود :
زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود پیـشه اش جز تیره روزی و پـریشانی نبــود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت زن چه بود آن روزها گر زان که زندانی نبـود
کس چو زن اندر سیاهی قرن ها منزل نکـرد کــس چو زن در معبـد سالوس قربانی نبود
(همان : 235)
بعضی از اشعار پروین در مجله ی بهار ، که دارنده ی آن پدرش بود ، منتشر می شد ؛ و دیوانش ، که حاوی متجاوز از پنج هزار بیت شعر است ، نخستین بار با مقدمه ای به قلم ملک الشعرای بهار در سال 1314 هجری شمسی به چاپ رسید. شش سال بعد ، به روز سوم فروردین 1320 هجری شمسی ، پروین ، گلی که از جمعیت گلزار جز سرزنش خار ندیده بود ، در بستر بیماری خفت و نیمه شب روز شنبه 16 فروردین ، در 34 یا 35 سالگی بدرود حیات گفت و این قطعه از آثار طبع خود او بر سنگ مزارش نقش بست :
این که خاک سیهش بالیــن اسـت اخــتر چــرخ ادب پرویـن اسـت
گرچه جز تلــخی از ایــام نـدیـد هر چه خواهی سخنش شیرین اسـت
صاحب آن همــه گفتــار امــروز ســائل فــاتحــه و یاسـین اسـت
دوستان به که ز وی یــاد کنـنــد دل بی دوســت دلی غمگین اسـت
خاک در دیده بسی جانفرســاست سنـگ بر سینـه بسی سنگین اسـت
بیند ایـن بســتر و عبـرت گیــرد هـر که را چشم حقیقت بین اسـت
هر که باشی و ز هـر جـا برســی آخــرین مــنزل هستی این اسـت
آدمــی گرچــه تــوانگــر باشد چون بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آن جــا کــه قضا حمله کند چــاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشــتن و پنــهان کــردن دهــر را رسم و ره دیـرین اسـت
خرم آن کس که در این محنت گاه خـاطری را سـبب تسکـین اسـت
(اعتصامی، 1384 : 83 )
2-2- سبک شاعری پروین اعتصامی
پروین سه گونه شعر دارد : قصاید کوتاه و بلند ، قطعات و مثنوی ها . شاهکارهای پروین را در میان قطعات او باید جستجو کرد. افکار بلند ، بیانات فصیح و باریک بینی های شاعر در قطعات اوست. پس از قطعات ، مثنوی های پروین با تسلط بیشتر سروده شده است و بعد آن قصاید شاعر جای می گیرد. پروین در قصیده های خود کوشیده است که از ناصرخسرو تقلید کند و در این تقلید چنان موفق شده است که مرحوم قزوینی می نویسد که به هیچ وجه از قصاید ناصرخسرو پایین تر نیست. در مثنوی گاهی از فریدالدین عطار و گاه از جلال الدین رومی پیروی کرده است. در قطعات به انوری و سنایی نظر داشته است. در برخی ابیات زبان سعدی و حافظ را به یاد خواننده می آورد. بیشتر قطعات او به شیوه ی سؤال و جواب یا “مناظره” به شاعران آذربایجان و عراق اختصاص داشته است.
دیوان پروین ترکیبی است از دو سبک و شیوه ی لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل و آن دو یکی شیوه ی شعرای خراسان ، خاصه ناصرخسرو است و دیگر شیوه ی شعرای عراق و فارس ، مخصوصا سعدی و از حیث افکار و معانی نیز بین افکار و خیالات عرفا و حکماست و همه ی این شیوه ها با سبک و اسلوب مستقلی ترکیب یافته است. زمان پروین ، زمان بهت و حیرت و دلهره است. پروین جهل مردم را می بیند و راهی برای گمگشتگان وادی نادانی می جوید و دردهای مردم را در لفافه ی کلمات و قالب های دلنشین شعر می ریزد. او به طور قاطعانه و مطلق به قضا و قدر اعتقاد دارد. قلمرو شعری او به مکان و زمان و حوادث خاص محدود نیست. او ، به طور عام ، رنج و غم مردم محروم را ، در هر کجا و هر روزگاری که باشند ، می سراید.
شعر پروین در نهایت روانی و استحکام است و هنر وی در آن است که از زبان همه چیز سخن می گوید : دام و دانه ، مور و مار ، خاک و باد ، مرغ و ماهی ، صیاد و مرغ ، و … و خواننده را در عالم هزار و یکشب سیر می دهد. به ندرت می خنداند. دائماً در فکر است. بیشتر نگران وظایف مادری است. وقتی که از این اندیشه ها خسته می شود ، به یاد لطف خدا می افتد و خواننده را با حقایق و افکار بلندتری آشنا می سازد.مضامین او ، گاهی و بلکه بیشتر از گاهی مضامین بکر یعنی خاص او نیست. پیش از او این مضامین را دیگران هم مکرّر گفته اند. گاهی مضمونی را که از شاعری توانا گرفته به همان خوبی به زبان شعر درآورده است.
پروین مانند هر شاعر توانایی ایجاد ترکیبات خاص به خود را دارد که در اشعار دیگران دیده نمی شود . مثلاً ” ره پوی” را به معنی رهرو و ” بدسری” را که اصطلاح خاص درباره ی چهارپایانی است که به فرمان نمی روند ، به معنی سرکشی و نافرمانی به کار برده است. در قافیه پردازی هم گاه اشکالاتی دارد ؛ مثلاً دال و ذال را که در قدیم از هم جدا می کردند ، رعایت نکرده است. پروین بر اثر مطالعه ی آثار گذشته ی ایران به مسائل عرفانی هم توجه کرده است و گاه بر اثر مطالعه ی آثا