ت عوامل فشارزای روانی ـ اجتماعی به تفکیک مقطع تحصیلی چگونه می‌باشد ؟
9. شدت عوامل فشارزای روانی ـ اجتماعی به تفکیک مدت زمان اقامت درخوابگاه چگونه می‌باشد؟
10. رتبه بندی عوامل فشارزای روانی ـ اجتماعی در دانشجویان چگونه می باشد؟
تعریف واژه‌ها و مفاهیم
فشار :
در فرهنگ روانشناسی ربر5 (1985) به معنای هر نیرویی است که بر یک سیستم یا نظام وارد می‌شود و باعث تغییر شدیدی در آن نظام می‌شود.

تعریف نظری فشار روانی6 :
واژه استرس یک واژه انگلیسی می‌باشد و در زبانهای مختلف با همین لفظ به کار برده شده است . در زبان فارسی واژه فشار روانی را به جای استرس به کار برده‌اند که مفهوم دقیقی از استرس نیست (قریب ، 1371). هانس سلیه7 ، فشار روانی را درجه سوخت و ساز بدن بر اثر فشارهای زندگی تعریف می‌کند( شاملو، 1378). از نظر لازاروس8 استرس، رابطه بین شخص و محیط است که بوسیله وی، عنوان عامل فشار برای سلامتی او برآورد می‌شود.
تعریف عملیاتی عوامل فشارزای روانی ـ اجتماعی :
در این پژوهش عوامل فشارزا به عواملی اشاره دارند که به طور کلی در محیطهای دانشگاهی سرچشمه می‌گیرند و بر ویژگیهای اختصاصی دانشجویان متمرکز می‌باشند. در این زمینه می‌توان به فشارزاهای مربوط به شرایط تحصیلی، محیط آموزشی، فارغ التحصیلی، خوابگاهی، فردی و اجتماعی که دانشجویان آن را تجربه می‌کنند، اشاره کرد.
سلامت :
سلامت دارای تعاریف گوناگونی می‌باشد. اما جامع‌ترین و پذیرفته‌ترین آن تعریف سازمان جهانی بهداشت در سال 1948 است که عبارت است از ” تندرستی و رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی و نه فقدان بیماری یا ناتوانی ” . در سالهای اخیر با گنجاندن ” توانایی داشتن یک زندگی از نظر اقتصادی و اجتماعی مستمر” این تعریف تقویت شده است.
تعریف نظری سلامت عمومی :
سازمان بهداشت جهانی (WHO) سلامت عمومی را به معنای توانایی دسترسی به اهداف، ارضاء نیازهای شخصی، مقابله بهینه با مسائل و مشکلات زندگی شخصی (که فقط جنبه بیماری ندارند ) و تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی به شیوه منطقی تعریف کرده است ( رافائل و استفان 9، 2002 ).
تعریف عملیاتی سلامت عمومی :

در این تحقیق سطح سلامت عمومی دانشجو از نمره‌ای که دانشجو در آزمون GHQ28 بدست می‌آورد، سنجیده می‌شود.
فصـل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مفهوم سلامت عمومی
ارائه آمار و تشخیص تعداد تقریبی افراد دارای سلامت عمومی و مشخص کردن معیارهایی برای سنجش سلامت عمومی به صورت تجربی کار بسیار پیچیده‌ای است . اصولاً کشیدن مرزی بین سلامتی و بیماری کار ساده‌ای نیست. با این وجود تعاریف و دیدگاههای متفاوتی در مورد سلامت ‏عمومی وجود دارد که به آنها می‌پردازیم.
منظور از سلامت عمومی ، سلامت ابعاد خاصی از انسان مثل هوش ، ذهن، حالت و فکر می‌باشد. ازطرف دیگر سلامت عمومی بر روی سلامت فیزیکی هم تأثیر می‌گذارد. بسیاری از پژوهشهای اخیر مشخص کرده‌اند که یک سری اختلالهای فیزیکی و جسمی به شرایط روانی مرتبط هستند (نجات، 1379).
سلامت عمومی دارای چهار خرده مقیاس است که عبارتند از : سلامت جسمانی، اضطراب، عملکرد اجتماعی و افسردگی .
سلامت جسمانی به معنای نداشتن بیماری است . به عبارت دیگر افرادی که برای مدت طولانی دچار علائم بیماری مانند؛ تب، صرع و دردهای مختلف جسمانی مانند سردرد ، دل درد،کمردرد نشود و در صورت ابتلا در مدت زمان کوتاهی بهبود یابد. چنین افرادی دارای سلامت جسمانی مناسبی می‌باشند( رافائل ،2002‏).
یکی از خرده مقیاسهای دیگر سلامت عمومی، اضطراب است. فروید اضطراب را ” درد روانی” می‌داند (آزاد،1375). یعنی همانطور که اگر بدن دچار بیماری گردد، اولین نشانه آن به صورت تب ظاهر می‌گردد؛ زمانی که فرد دچار مشکل می‌شود، اولین نشانه آن به شکل اضطراب پدیدار می‌گردد(لازاروس ،1972).
عملکرد اجتماعی یکی دیگر از خرده مقیاسهای سلامت عمومی است که به موفقیت فرد در برقراری روابط بین فردی، انجام مسئولیتهای اجتماعی در قبال خودش و دیگران، احساس مفید بودن ، فعال و بارور بودن فرد می‌پردازد( منشی، 1378).
یکی از خرده مقیاسهای دیگر سلامت عمومی، افسردگی است. از واژه افسردگی بسته به کاربردهای مختلف آن در جایگاه یک “نشانه”، “نشانگان” و یا یک “اختلال” تعاریف گوناگونی به عمل آمده است. تعریف افسردگی به عنوان یک “نشانه” عبارت است از ظاهر شدن خلق غمگین در تجربه معمولی زندگی؛ مثلاً واکنش شخصی در برابر از دست دادن فرد مورد علاقه می‌تواند با حالت غمگینی ظاهر شود. وقتی افسردگی در جایگاه نشانگان به کار می‌رود اشاره دارد به اینکه نشانه خلق غمگین با نشانه‌های دیگر همراه است؛ مانند تغییرات شناختی و انگیزشی ، اختلال در اشتها و خواب و سایر نشانه‌های مرتبط. این نشانه‌ها بر حسب سن و سطح رشدی، متفاوت است (نلسون10، 2002).
تقریباً همه افراد گاهی احساس افسردگی می‌کنند و افسردگی پاسخ طبیعی انسان به فشارهای زندگی است. در افسردگی بهنجار حالات خلقی معمولاً بیش از دو هفته طول نمی‌کشد و اشکال جدی در خواب و اشتها بوجود نمی‌آورد(اتیکسون و هیلگارد ، 1983، ترجمه براهنی ).
تعاریف سلامت عمومی
سلامت عمومی و بهنجاری با توجه به موقعیت اجتماعی ، سن و فرهنگ به اشکال متفاوتی تعریف شده است. پزشکان و افرادی که با دید پزشکی به مسأله نگاه می‌کنند، بهنجاری یا سالم بودن را ‏‏نداشتن علائم بیماری تلقی می‌کنند؛ به عبارت دیگر سلامتی و بیماری را در دو قطب مخالف یکدیگر قرار می‌دهند و برای اینکه فرد سالم بیمار شود باید از قطب سالم به قطب مخالف برود (میلانی فر،1374).
سازمان بهداشت جهانی(WHO) سلامت عمومی را به معنای توانایی دسترسی به اهداف ، ارضاء نیازهای شخصی، مقابله بهینه با مسائل و مشکلات زندگی شخصی (که فقط جنبه بیماری ندارند ) و تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی به شیوه منطقی تعریف کرده است( رافائل و استفان 11، 2002 ).
سلیگمن12 ( 2000‏) سلامت عمومی را شادابی روحی – روانی و ایجاد برنامه‌هایی برای رشد و ‏نگهداری سلامت فیزیکی می‌دانند. از این دیدگاه، مسئولیت بهداشت روانی، حفظ روحیه با نشاط و‏‏ شادابی و طرح برنامه‌های مناسب برای رشد و نگهداری سلامت فیزیکی به عهده خود فرد می‌باشد ‏‏: یعنی چنین مسئولیتی به هیچ وجه به صورت انحصاری به افراد دیگر از قبیل والدین ، معلمان ، مشاوران و یا جامعه محول نمی‌شود . هرچند که افراد و جامعه نیز در قبال سلامت عمومی فرد مسئولیت دارند.
بوتیلر13 و همکاران (2000) سلامت عمومی را نداشتن بیماری جسمی و برخورداری از رفاه مادی (مسکن، تغذیه، پوشاک و وسائل حمل و نقل مناسب) و آرامش فکری می‌دانند که در نتیجه خودآگاهی، عزت نفس، خود پنداره مثبت، احساس کارآمدی، پذیرش خود و دیگران( به صورت ‏واقعی در روابط بین فردی ) و غلبه بر ترس حاصل می‌شود.
نوابی‌نژاد(1379‏) سلامت عمومی را بیداری و رهایی ‏استعدادهای فرد برای از قوه به فعل رساندن، تحقق بخشیدن به تواناییهای خویش و یافتن معنای ‏ ژرفتری در زندگی می‌داند.
‏ برخی سلامت عمومی را نشاط فردی ـ اجتماعی می‌داند که در نتیحه داشتن ادراک درست از واقعیت و پذیرش مسئولیت در قبال نشاط خود و جامعه بدست می‌آید؛ یعنی فرد علاوه بر این که ضامن سلامت جسمانی ، عاطفی و روانی خود می‌باشد باید در قبال سلامت جامعه نیز احساس مسئولیت کند؛ چرا که رعایت امور اجتماعی مثل تمیز نگه داشتن هوا و مکانهای عمومی ( مئل خیابانها ، کوچه‌ها ، پارکها، اتوبوسها و مکانهای کاری محل زندگی فرد) از بروز بیماریهای مختلف روانی و جسمانی جلوگیری می‌کند و موجب نشاط و شادابی همگانی و برقراری روابط سالم ‏و انسانی افراد با یگدیگر می‌شود.
همان طور که ملاحظه می‌شود سلامت عمومی در هیچ یک از تعاریف فوق با فهرست یا ‏خصوصیات ثابت و ویژگیهای معینی تعریف نشده است و درهر کدام از آنها به جنبه‌های خاصی از این مبحث گسترده پرداخته شده است. این امر ناشی از این است که مبحث سلامت عمومی موضوع وسیع و گسترده‌ای است که عوامل گوناگون تحت شرایط متفاوت آنرا تحت تأثیر قرار می‌دهند.
بنابراین پرداختن به جنبه خاصی از سلامت عمومی ، نمی‌تواند دیدگاه کامل و روشنی از سلامت ‏عمومی ارائه دهد بلکه در نظرگرفتن عوامل و جنبه‌های مختلف که در تعاریف گوناگون به آنها اشاره شده جهت شناخت کامل و دقیق از سلامت عمومی ضروری است.
دیدگاههای مربوط به سلامت عمومی
‏ در بعضی از نظریه‌های شخصیت ، مسأله سلامت عمومی تحت عنوان شخصیت سالم مورد بحث و ‏بررسی قرار گرفته که درآ‏ن ویژگیهای افراد سالم و ملاکهای سلامت عمومی مشخص شده است. در‏این رابطه به چند نظریه به طور اختصار اشاره می‌شود.
‏ دیدگاه اتکینسون و هیلگارد
‏ اتکینسون و هیگلارد14 (ترجمه براهنی و همکاران1380) معتقدند نمی‌توان به طور دقیق افراد برخوردار از سلامت عمومی را از افراد ناسالم و بیمار روانی متمایزکرد؛ با این حال افراد برخوردار ازسلامت عمومی را دارای ویژگیهای زیر می‌دانند:
1. کارآمدی در ادراک :
افراد بهنجار در ارزیابی تواناییهای خود واقع بین هستند؛ یعنی تواناییهای خود را بیشتر از آن چیزی ‏که هست برآورد نمی‌کنند و در عین حال تواناییهای خود را نادیده ‏نمی‌گیرند و از گفتار و رفتار دیگران ادراک درستی دارند. چنین افرادی از یک هویت اطلاعاتی برخوردار می‌باشد.
2. خود شناسی:
افراد دارای سلامت عمومی ‌تا حدودی به انگیزه‌ها و احساسات خود آگاهی دارند؛ احساسات و رفتارهای مهم خود را از خود پنهان نمی‌کنند بلکه می‌توانند با آنها روبرو شوند .
3. عز