ران،1974).
درگیاه جو مراحل رشدی به 10 مرحله اصلی تقسیم شده که عبارتنداز: 1- مرحله جوانه زنی 2- توسعه برگ 3- پنجه زنی 4- ساقه رفتن 5- مرحله بوت 6- ظهور گل آذین7- گلدهی 8- توسعه میوه 9- رسیدن 10- پیری
و هر یک از کدهای اصلی ذکرشده دارای کدهای فرعی است،
همچنین این مقیاس یک مقیاس بین المللی جهت تشخیص مراحل فنولوژیکی و رشد رویشی و زایشی در گیاهان زراعی و محصولات باغی می باشد(جدول BBCH به پیوست ارجاع شد).(صفحه 71)
2-2 کود زیستی
استفاده از جانداران مفید خاکزی تحت عنوان کودهای زیستی به عنوان طبیعی ترین و مطلوب ترین راه حل برای زنده و فعال نگه داشتن سیستم حیاتی خاک مطرح می باشند، عرضه مواد آلی به خاک به دلیل پاسخگویی به مبرم ترین نیاز آن بزرگترین مزیت این قبیل کودهاست، علاوه بر این، تامین عناصر غذایی به صورت کاملا متناسب با تغذیه طبیعی گیاهان، کمک به تنوع زیستی، تشدید فعالیتهای حیات، بهبود کیفیت و حفظ سلامت محیط زیست و در مجموع حفظ و حمایت از سرمایه های ملی (خاک، آب، منابع انرژی غیرقابل تجدید) از مهم ترین مزایای کودهای زیستی محسوب می شود (صالح راستین،1380شارما22،2008).
از سوی دیگر تولید مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی (قارچ کشها، کودهای شیمیایی و افت کشها) در کشاورزی متداول در طی چند دهه اخیر مشکلات زیست محیطی بسیار زیادی را سبب گردیده است که در این میان می توان به معضلاتی نظیر آلودگی منابع آب و خاک، کاهش کیفیت محصولات غذایی و برهم خوردن تعادل زیستی در محیط خاک که صدمات جبران ناپذیری به اکوسیستم هاوارد می سازد اشاره کرد(ساندارا و همکاران23،2002کاپور و همکاران24،2002شارما و همکاران25،2008).
راه حل اساسی این مشکلات حرکت به سوی کشاورزی پایدار بر پایه استفاده هرچه بیشتراز نهاده های درون مزرعه ای از جمله کودهای زیستی می باشد (کاپور و همکاران26،2004شارما27،2008 صالح راستین،1380).
بطور معمول جانداران مورد استفاده برای تولید کودهای زیستی، از خاک منشا می گیرند و در اغلب خاکها حضور فعال دارند بااین حال در بسیاری از موارد بدلیل عواملی تنش های محیطی بلندمدت (یخبندان، خشکی، غرقابی و دمای شدید) مصرف فراوان و مکرر نهاده های شیمیایی و عدم حضور گیاه میزبان مناسب برای ارگانیسم های همزیست به مدت طولانی، کمیت و کیفیت آنها در حد مطلوب نیست و به همین دلیل استفاده از مایه تلقیح آنها ضرورت پیدا می کند(صالح راستین،1380).
از انواع کودهای زیستی می توان به قارچ های مایکوریزایی، میکروارگانیسم های حل کننده فسفات و ورمی کمپوست اشاره کرد که امروزه کاربرد فراوانی در سیستم های کشاورزی پایدار به منظور دستیابی به افزایش کیفیت و پایداری عملکرد محصولات زراعی و باغی دارند(صالح راستین،1380).
2-3 قارچ مایکوریزا
همزیستی مایکوریزایی از رایج ترین و سابقه ترین روابط همزیستی در سلسله گیاهان است که در اکثر اکوسیستم ها وجود دارد بطوری که اکثر گیاهان (در حدود 95درصد گونه های گیاهان آوندی) لااقل یکی از تیپ های مایکوریزا را دارا هستند (صالح راستین،1380اردکانی و همکاران،1379).
قارچ های مایکوریزایی به دو دسته کلی اکتومایکوریزا و اندومایکوریزا تقسیم بندی می شوند، قارچ های اکتومایکوریزا بدرون سلولهای ریشه وارد نمی شوند و به همین دلیل حالت مایکوریزایی آنها بیرونی خوانده می شود و شکلی از همزیستی است که در آن یک شبکه پیچیده هیف بین اپیدرم ریشه و سلولهای پوست تشکیل شده و به داخل خاک گسترش دخالت دارند(اسمیت و همکاران28،1997).
بیش از پنج هزار گونه درتشکیل مایکوریزا بیرونی با حدود دوهزار گونه از گیاهان (اکثرا از انواع درختان جنگلی سوزنی برگ و پهن برگ) دخالت دارند (لکزیان،1389).
گروهی از قارچ های مایکوریزایی که با گیاهان زراعی همزیستی دارند با نام اندومایکوریزا مشخص می شوند، این نوع نام گذاری برای مایکوریزای درونی بدلیل نفوذ قارچ به داخل سلولهای پوست ریشه می باشد در این گروه میسیلیون قارچ و در بین و داخل سلولهای گیاه میزبان رشد می کند. بخش قابل توجهی از این قارچ ها تحت عنوان مایکوریزایی و زیکولار آربوسکولار یا وام 29دسته بندی می شوند و با تعداد بسیاری از گیاهان زراعی و باغی رابطه همزیستی دارند، مبنای نام گذاری اولیه قارچ های وام به علت تولید اندام های قارچی خاص به شکل بوته کوچک (آرباسکول) و نیز محفظه یا کیسه انباشته از مواد ذخیره (وزیکول) درون ریشه گیاهان میزبان است، آرباسکول ها معمولا در سلولهای بخش درونی پوست ریشه تشکیل می شوند. بدین نحو که هیف قارچ پس از نفوذ به داخل سلول، با ایجاد مداوم انشعابات دو شاخه ای که به تدریج نازک تر و ظریف تر می شوند، در مجموع ساختاری مشابه یک درختچه کوچک بوجود می آورند که به دلیل سطح تماس گسترده با سلول میزبان قادر به تبادل مواد غذایی بین قارچ خاص و گیاه میزبان است (شارما و همکاران30،2008اسمیت31 و همکاران،1997).
2-4 انواع میکوریزا
قارچ های میکوریزا براساس وضعیت قرار گرفتن میسیلیوم های آنها روی ریشه گیاهان میزبان به گروه های زیر تقسیم می شوند (باگو32،1997).
1- اکتومیکوریزا33 تشکیل هیف در بیرون از سلول پارانشیمی ریشه
2- اندومیکوریزا34تشکیل هیف در داخل سلول پارانشیمی ریشه
3- اکتندومیکوریزا35 تشکیل هیف هم در بیرون و هم درداخل سلول پارانشیمی ریشه

4- ارکد میکوریزا36
5- اریکویید میکوریزا37
2-5 فواید همزیستی میکوریزایی
2-5-1 میکوریزا و افزایش جذب عناصر غذایی
مهمترین و معتبرترین تاثیر رابطه همزیستی مکوریزا اربسکولار افزایش جذب عناصر معدنی و به ویژه فسفر در گیاه میزبان می باشد، این تاثیر بخصوص در اراضی که فسفر محلول در خاک کم بوده یا دراثر خشکی ضریب پخشیدگی عنصر فسفر بسیار کاهش یافته است مشهودتر است، گونه های مختلف قارچ های میکوریزی نیز کارایی متفاوتی در افزایش جذب فسفر در گیاه میزبان دارند، گونه های مختلف قارچ ها در گیاه لوبیا باعث افزایش وزن خشک گیاه بین 18 تا23درصد و افزایش جذب فسفر بین 60 تا335 درصد شده اند(گیانشور و همکاران38،1996). (جفریس و همکاران39،1997) نشان دادند که لکنی زایی میکوریز و زیکولار آربوسکولار در گندم به طور معنی داری وزن ماده خشک اندام هوایی، ریشه ها و کاه ها را در هنگام رسیدگی کاهش داد، اما عملکرد دانه افزایش داد، این افزایش عملکرد دانه به خوبی اثر مثبت میکوریزا را بر تخصیص ماده خشک به دانه نشان می دهد (منصوری و احمدی مقدم،2007). در آزمایشی نشان دادند که قارچ های میکوریز جذب عناصر سنگین رادر جو کاهش می دهند. (گرانت و همکاران40،2005) گزارش دادند که جذب فسفر در بسیاری از گیاهان زراعی به وسیله همزیستی با قارچهای میکوریز بهبود می یابد. همزیستی قارچ میکوریزا با اغلب گیاهان منجر به تولید کلنی های ریشه شده و تحت شرایط تنش خشکی باعث بهبود تولید تعدادی از گیاهان زراعی می شود، بهبود تولید در گیاهان میکوریزی را به جذب بیشتر عناصر غذایی غیر متحرک مانند فسفر، روی و مس نسبت می دهند(قاضی و جوهان زاک41،2003). میکوریزا از طریق بهبود جذب عناصر غذایی سبب افزایش رشد و وزن گیاه می شود(جفریس و همکاران42،2003). وجود شبکه گسترده هیف های قارچ، افزایش جذب آب و عناصر غذایی را برای گیاه مهیا می کند(ملکوتی،1378). مهمترین نقش قارچ میکوریزا در نظام های زراعی عبارت است از:افزایش قابلیت دسترسی عناصر غذایی به ویژه فسفر برای گیاهان است(کاردوسو و کویپر43،2006). تا کنون پژوهش های بسیاری در زمینه تاثیر قارچ میکوریزا در افزایش جذب عناصر غذایی انجام شده، به گونه ای که در گزارشی درباره عنصر فسفر غلظت و میزان جذب این عنصر در گیاهان میکوریزایی چندین برابر گیاهان غیر میکوریزایی گزارش شده است(چن و چریستی44،2001). از دیگر پیامدهای قارچ میکوریزا در اکوسیستم های طبیعی کاهش جذب عناصر سنگین در مقادیر بالا از خاک به گیاه میزبان می باشد(آندراد و همکاران45،2005 زهو و همکاران46،2001).
2-5-2 میکوریزا و بهبود جذب آب
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشانگر این است که میکوریزا می توانند سبب تغییراتی در روابط آبی گیاه و بهبود مقاومت به خشکی ویا تحمل در گیاه میزبان شود، بسیاری از محققین این خصوصیات را یک واکنش ثانویه در نتیجه بهبود جذب عناصر غذایی می دادند و آلودگی ریشه گیاهان با قارچ های میکوریزا پارامترهایی مانند هدایت هیدرولیکی، پتانسیل آب برگ، مقاومت برگ و سرعت تعرق را تحت تاثیر قرار می دهد مطالعات نشان داده است که علت این تغییرات احتمالا ناشی از بهبود جذب عناصر غذایی است،
آلن 47(1991)در یک آزمایش گلخانه ای روی دو یا ملاحظه کردند هدایت هیدرولیکی در گیاهان میکوریزایی نسبت به گیاهان غیرمیکوریزایی 70درصد بیشتر است. به طور کلی نتایج آزمایشات نشان می دهند که میکوریزا در شرایط تنش خشک نسبت به شرایط مرطوب در بهبود رشد گیاه اهمیت بیشتری دارد و در مناطق خشک سبب افزایش تحمل گیاه به تنش خشکی می شود، بسیاری از محققین این اثرات را ناشی از تنظیم بهتر روزنه ها، بهبود تغذیه ای به خصوص فسفر و انتقال هیفی آب می دانند(مهندس48،1987).
یکی از اثرات مهم قارچ های میکوریزایی تعدیل اثرات تنش خشکی است، در حقیقت همزیستی میکوریزایی می تواند از گیاه میزبان در برابر اثرات زیان بار تنش خشکی حمایت کند(سانچز و هنروبیا49،1994). از مهمترین اثرات مطلوب رابطه همزیستی میکوریزایی، ریشه گیاهان در شرایط خشک و نیمه خشک یا تنش خشکی که توسط پژوهشگران متعدد گزارش شده است می توان جذب مستقیم آب توسط هیف های قارچ در خاک و انتقال آن به گیاه میزبان (دنمد و شو50،1960گوی لامبو51،2000)، و همچنین افزایش جذب آب از طریق افزایش هدایت هیدرولیکی برگ و فعالیت فتوسنتزی (اگه و همکاران52، 1987 دل و