ی، 1386).
– فرضیه یا سوالات تحقیق
فرضیه اصلی:
درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر تغییر باورهای غیرمنطقی موثر است.
فرضیات فرعی:
1- درمان براساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش نیاز به تأیید دیگران موثر است.
2- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش انتظارات بیش از حد از خود، موثر است.
3- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش سرزنش کردن خود، موثر است.
4- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش واکنش درماندگی یا ناکامی، موثر است.
5- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش بی‌مسئولیتی هیجانی، موثر است.
6- درمان براساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش توجه مضطربانه، موثر است.
7- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش اجتناب از مشکل، موثر است.
8- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش وابستگی، موثر است.
9- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش درماندگی برای تغییر موثر است.
10- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش کمال‌گرایی، موثر است.
– اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق بررسی اثربخشی رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش باورهای غیرمنطقی زنان متأهل دانشگاه علامه طباطبائی است.
– هدف کاربردی:
بهره‌گیری از راهبردهای درمانی رویکرد تحلیل رفتار متقابل به منظور اصلاح باورهای غیرمنطقی و کمک به بهبود باورهای منطقی در زندگی زناشویی مراجعین
– تعریف مفاهیم و واژه‌های تحقیق
تعریف تحلیل رفتار متقابل
تعریف 1: مجموعه نظریه‌ها و راهکارهای عملی که فلسفه زیربنایی آن، درک رفتار انسانی و ارتقای خود پیروی و مشارکت اجتماعی است (هی، جولی، ترجمه پرنیانی، 1380).
تعریف2: تحلیل رفتار متقابل روش بررسی رفتار و اعمال بین دو نفر می‌باشد که در آن من با تو کاری می‌کنم و تو هم با من کاری می‌کنی و در این میان معلوم می‌شود که کدام جنبه از شخصیت چندجنبه‌ای انسان دخالت داشته است. این پدیده، چند جنبه‌ای از سه قسمت والد، بالغ و کودک بوجود آمده است (برن، 1966).
تعریف3: یک رفتار متقابل عبارت است از انگیزه‌ای از طرف یک شخص و پاسخی بر آن انگیزه از طرف شخصی دیگر، بطوریکه آن پاسخ به نوبه‌ی خود انگیزه‌ای برای شخص اول شود تا به آن دهد. هدف از این تجزیه و تحلیل آن است که کشف کنیم کدام جنبه از شخصیت والد، بالغ و کودک عامل این انگیزه یا پاسخ است (هریسی، ترجمه فصیع، 1381).
تعریف4: تحلیل رفتار متقابل نظریه‌ای است در مورد شخصیت و روش منظمی است برای روان‌درمانی به منظور رشد و تغییرات شخصی (انجمن بین‌المللی تحلیل رفتار متقابل آمریکا)2
در تحلیل رفتار متقابل واژه‌هایی دارای معنا و تعیین‌کننده می‌باشند که مختصر توضیحی در مورد آنها می‌آید.
تبادل3: یعنی معاوضه‌کردن ضربه‌ها بین دو نفر که شامل یک محرک و یک پاسخ بین حالت‌های خاص “من” است.
تبادل متقابل: وقتی صورت می‌گیرد که جهت‌ها موازی نیستند یا اینکه بیش از دو حالت “من” درگیر هستند.
تبادل مکمل: به آن موازی نیز گفته می‌شود و آن یعنی جهت‌های محرک و پاسخ موازی هستند بنابراین تنها دو حالت “من” درگیر هستند. هر کدام از طرف یک نفر.
آیین‌ها، احساسات راکت، اشتیاق به جایگاه، اشتیاق سازماندهی، اشتیاق محرک، بازی، تبادل پنهان، صمیمیت، تمبرها، تخفیف، جایگاه زندگی، حالات من و … از واژه‌های مهم در تحلیل رفتار متقابل می‌باشند (شیلینگ، ترجمه آرین، 1384).
چون بحث اصلی در تحلیل رفتار متقابل “حالات من” می‌باشد، تعریف مختصری از این سه “حالت من” را می‌آوریم.
حالات نفسانی والد: رفتارها، افکار و احساساتی که از والدین و یا جانشینان آنها فرا گرفته شده‌اند.
حالات نفسانی بالغ: رفتارها، افکار و احساساتی که واکنش‌های مستقیم به وضعیت‌های این زمانی این مکانی است.
حالات نفسانی کودک: رفتارها، افکار و احساساتی که از دوران کودکی باز نواخته می‌شود (جونز و استوارت، ترجمه دادگستر، 1382).
تعریف مفهومی باورهای غیرمنطقی
هر گونه فکر، هیجان یا رفتار است که موجب تخریب نفس و متلاشی شدن خود می‌شود و نتایج مهم آن اختلال در تندرستی و سلامت انسان است (الیس، 1977).
شفیع‌آبادی (1380) باورهای غیرمنطقی را تفکرات غیرمنطقی می‌داند، که در مواقع تفکرات غیرمنطقی همان اندیشه‌های باطل و وهمی و ضایعی هستند که منجر به بروز اختلال در رفتار می‌شوند.
تعاریف عملیاتی
آموزش روش تحلیل رفتار متقابل:
دوره آموزشی هشت جلسه‌ای که در آن مفاهیم مربوط به نظریه تحلیل رفتار متقابل توضیح داده می‌شود تا افراد آن را در زندگی خود پیاده کنند (فرمت به پیوست می‌باشد).
تعریف عملیاتی باورهای غیرمنطقی:
نمره‌ای که فرد از مقیاس باورهای غیرمنطقی جونز کسب می‌کنند.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
مقدمه
خانواده چیزی بیش از مجموعه افرادی است که در یک فضای مادی و روانی خاص به سر می‌برند. خانواده یک نظام اجتماعی و طبیعی است که ویژگی‌های خاص خود را دارد. این نظام اجتماعی مجموعه‌ای از قواعد و اصول را ابداع و برای اعضای خود نقش‌های متنوعی تعیین می‌کند. علاوه بر این، خانواده از یک ساخت نظامدار قدرت برخوردار است. صورت‌های پیچیده‌ای از پیام‌سانی‌های آشکار و نهان را به وجود می‌آورد، و روشهای مذاکره و مسئله‌گشایی مفصلی در اختیار دارد که به آن اجازه می‌دهد تا تکالیف مختلفی را با موفقیت به انجام برساند. رابط? اعضای این خرده‌فرهنگ رابطه‌ای عمیق و چندلایه‌ای است که عمدتاً براساس تاریخچ? مشترک، اوراقها و فرضهای مشترک و درونی شده راجع به جهان، و اهداف مشترک بنا نهاده شده است (کلدنبرگ و گلونبرگ، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران، 1385).
ازدواج به جای آنکه صرفاً پیوند دو نفر با یکدیگر باشد، معرف دگرگونی در دو نظام جا افتاد? خانوادگی و تکوین یک خرده‌نظام در داخل هر یک از آنهاست. امروزه به زوجین وابستگی رسمی کمتری با سنتهای خانوادگی دارند، و لذا الگوهای کمتری برای تقلید در اختیار آنهاست. بنابراین، زوجهای امروزین باید ابتدا خود را به عنوان یک همسر به طرف متقابل متعهد سازند و از این طریق خود را از خانواده‌های مبدأ تفکیک کنند و صرفاً در درجه دوم با خانواد? مبدأ خویش پیوند برقرار سازند. شاخص جدایی مناسب از خانواده‌های مبدأ و تکوین یک واحد زناشویی منسجم عبارت است از تعهد داشتن در قبال همسر (بارن هیل ولانگو، 1987). به طور آرمانی، هر دو طرف باید احساس کنند که آنها بدون قربانی کردن “من” یعنی، احساس استقلال و خودپیروی شخصی، قسمتی از “ما” به شمار می‌آیند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران، 1385).
مردان و زنان، چه در خانواد? مبدا خویش و چه در خانواده‌ای که از طریق ازدواج شکل گرفته است، تجرب? متفاوتی از زندگی خانوادگی دارند. آنها معمولاً با انتظارات، باورها، ارزشها، نگرشها، اهداف، و فرصت‌های متفاوتی بزرگ می‌شوند.
طرز فکر آنها دربار? انتظاری که از آنان در زندگی زناشویی، و بعدها، پدر و مادر شدن، می‌رود با یکدیگر فرق می‌کند، و تعجبی ندارد که تجارب متفاوتی نیز خواهند داشت. به طور متعارف و سنتی، زنهای مجرد تا هنگام ازدواج در کنار خانواد? مبدأ زندگی می‌کنند، آنها در این بین فرصت آن را ندارند که مستقل بودن را تجربه کنند اما در سال‌های اخیر با ورود زنان به نیروی کار، بسیاری از آنان تصمیم گرفته‌اند که تنها زندگی کنند اما آنکه با مردان یا سایر زنان به صورت مشترک زندگی کنند. معمولاً برای مردها، جدایی از خانواد? مبدأ ساده‌تر است و از تائید اجتماعی بیشتری در این خصوص بهره‌مند هستند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران، 1385).
فروپاشی نقشهای قالبی مرد و زن در رابطه با مسئولیت‌های خانگی و شغلی امری ضروری به شمار می‌آید. اما زنهای کارمند با اینکه نسبت به سابق کمتر اتفاق می‌افتد- باز هم مسئولیت عمد? مراقبت از فرزند و بسیاری از کارهای خانه را بر دوش دارند. مضاف برآن، احتمال دارد که مسئولیت حفظ تماس با خانواده‌های مبدأ زن و شوهر و همچنین حفظ دوستی‌ها و عهد? آنها باشد. به طور سنتی، ادار? خانه و پرورش کودکان حوز? کاری زنان را تشکیل می‌دهد و مردها مسئولیت حمایت مالی را در صورت لزوم، حمایت جسمانی خانواده را بر عهده دارند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه حسین شاهی برواتی، 1385).
به نظر مک گلدریک، ممکن است مردها بخواهند صمیمیت بیشتری با همسران خویش برقرار کنند، حال آنکه زنها احساس نکنند که مایل‌اند زندگی خاص خود را به وجود آورند، مثلا، از طریق اشتغال مجدد یا سایر فعالیت‌های بیرون از خانه. مک گلدریک مدعی است که اگر تنشهای شدید زناشویی باعث متارک? زن از شوهر شود، همان چیزی که گهگاه در طی این مرحله اتفاق می‌افتد، آسیب‌پذیری زنها بیشتر می‌شود. سرانجام چونکه زنها بیشتر از مردها عمر می‌کنند، بسیاری از آنها می‌توانند احساس تنهایی و کمبود مالی نمایند، بسیار پیش می‌آید که آنها برای دریافت حمایت و مراقبت به دختران (یا شاید عروسکهای) خویش روی آورند، زیرا در جامعه ما قسمت عمد? مراقبت از پیران بر دوش زنهاست (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه حسین شاهی، 1385).
نظریه‌ی عقلانی- عاطفی4
روانشناسی شناختی را می‌توان رویکردی جدید در علم روانشناسی دانست. امروزه شواهد کافی وجود دارد که نشان دهد انسان موجودی منفعل در برابر رویدادها نیست بلکه ضمن دریافت اطلاعات از محیط به تجزیه و تحلیل می‌پردازد. طرفداران دیدگاه شناختی عقیده دارند که هیجانات و رفتارهای آدمی تحت تاثیر ادراک او از واقعیت قرار دارد. این موقعیت نیست که به تنهایی تعیین‌کننده‌ی احساس افراد باشد، بلکه پاسخ هیجانی به نحوه تفسیر موقعیت و تفکر در مورد آن بستگی دارد (بک5، 1995).
یکی از طرفداران این دیدگاه آلبرت الیس موسس درمان عقلانی – عاطفی