طی که زیر نفوذ فرد یا واحد اجتماعی است ریشه دارد، از طریق شبکه قابل دسترسی است و از همین شبکه ناشی شده است.
الف- بعد ساختاری: عنصر ساختاری سرمایهاجتماعی اشاره به الگوی کلی تماسهای بین افراد دارد یعنی، شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید. این بعد شامل: روابط شبکهای بین افراد، پیکربندی شبکهای و سازمان مناسب . به طور کلی این بعد حوزهای را بررسی میکند که در آن افراد در سازمان به هم مرتبط میشوند، الگوهای ارتباطات میان کارکنان توصیف و سودمندی چنین ارتباطاتی مطالعه میشود .
ب- بعد ارتباطی: این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر میگیرد. به عبارت دیگر در حالی که بعد ساختاری بر این امر متمرکز است که آیا کارکنان در یک سازمان با هم در ارتباط هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این روابط متمرکز میشود. در واقع این بعد به ارتباط موثر بین همکارانی که یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر اعتماد دارند و با هم هویت مییابند توجه دارد. این بعد شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات و هویت میباشد .
ج- بعد شناختی: این بعد دربرگیرنده میزان اشتراکات کارکنان درون یک شبکه اجتماعی از راه زبان مشترک و مبادله سرگذشتهای مشترک تحقق مییابد. زبان و سرگذشتهای مشترک موجب افزایش سطح درک میان اعضای سازمان میشود و توانایی کارکنان را برای پیش بینی اقدامات سایر همکاران افزایش میدهد. این بعد مانند بعد ارتباطی به ماهیت ارتباطات میان افراد در یک سازمان میپردازد وشامل موارد زیر زبان و کدهای مشترک و روایتهای مشترک میگردد.
کارافرینی سازمانی: فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده، به ظهور می رسند. کارآفرینی سازمانی در حیطه سازمان عمل می نماید و ساختارها، رویکردها، هنجارها ، تکنولوژ ی ها، خدمات و محصولات فعلی سازمان را گسترش داده ، یا در مسیرهای جدید قرار م ی دهد.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
تغییرات سریع محیط، تشدید فضای رقابتی بین شرکتها، رشد سریع کسب و کارهای کوچک، کوتاه شدن چرخه حیات محصولات و افزایش روزافزون انتظارات جامعه نیاز به نوآوری را برای بقای سازمانها اجتناب ناپذیر کرده است. نوآوری فرآیند خلق چیزی جدید است و امری بنیادی در فرآیند کارآفرینی به شمار میآید (جعفری مقدم و همکاران،1388). از این رو در دهههای اخیر فعالیتهای کارآفرینانه به درون سازمانها راه یافت و کارآفرینی به طور فزایندهایی مورد توجه مدیران قرار گرفت تا آنها بتوانند به اختراع و نوآوری و تجاری نمودن محصولات و خدمات خود بپردازند (حسن مرادی،1385).
بسیاری از اندیشمندان، کارآفرینی را نوعی رفتار و شیوه ی زندگی می دانند، گروهی دیگر آن را کار هنری می انگارند ولی پیتر دراکر، کارآفرینی را به مفهوم جستجوی دائمی برای تغییر، واکنشی در برابر آن و بهره برداری از آن به عنوان یک فرصت بیان می کند. از طرف دیگر شومپیتر، به عنوان کسی که برای نخستین بار این مقوله را در نظریات خود به صورت علمی بیان کرد، کارآفرینی را فرایند تخریب خلاق می داند. کارآفرینی، خلاقیت و کسب و کارهای مخاطره آمیز، سوخت موتور اقتصاد مدرن را فراهم می کنند . اهمیت این سه عنصر نمی تواند اغراق آمیز باشد. کارآفرینان که در رأس کسب و کارهای مخاطره آمیزند، در جستجوی فرصت ها هستند، و خلاقیت ها اغلب ابزاری برای موفقیت آن ها تلقی می شوند. کارآفرینان به عنصر تغییر به عنوان یک پدیده ی معمولی می نگرند و همیشه در جستجوی تغییر می باشند و به آن واکنش نشان می دهند و از آن به عنوان یک فرصت مناسب، بهره برداری می کنند. همچنین کارآفرینان منابع را به حوزه هایی که دارای بهره وری بالاتر هستند تغییر مکان می دهند. کارآفرینان همان کسانی هستند که با ویژگی های دنیای امروز سازگار می باشند، پس برای رشد و توسعه اقتصادی، بقا و تداوم فعالیت ها به این افراد نیازمندیم. از این رو اطلاق اصطلاح موتور توسعه به کارآفرینان چندان اغراق آمیز نیست(مقیمی، 1383).
با ظهور فرهنگ کسب و کار، بیش ازپیش پذیرفته شده است که کارآفرینی درباره ی ایجاد سازمان های جدید یا ایجاد ارزش های جدید بوده و در عین حال ، به مثابه موتوری است که اقتصاد را به حرکت در می آورد. در اقتصادهای توسعه یافته، شرکتهای کوچک و مستقل، امید اصلی برای توسعه اقتصادی به شمار می روند. برخلاف ساختارهای سنتی، در ساختارهای اقتصادی نوین و پیشرفته، ایجاد شغل از وظایف دولت به شمار نمی رود. نقش دولت تنها گسترش فرهنگ کارآفرینی و توسعه زیرساختارهای عمومی و قانونی لازم برای ایجاد و توسعه فرصت های شغلی مناسب است، وظیفه ی اصلی کشف و بهره بردای از این فرصت ها را کارآفرینان برعهده دارند (هزار جریبی، 1384).
سرمایه اجتماعی از مفاهیم نسبتاً جدیدی است که توانسته است در مدت زمان کوتاهی جایگاه مناسب در ساخت توسعه پیدا نموده وسهم بسزایی در تبیین مسائل توسعه کسب نماید. از مهم ترین صاحب نظران سرمایه اجتماعی می توان جمیز کلمن، رابرت پاتنام و کلاوس اوفه اشاره نمود که در کتب و مقاله ها متعدد به پروراندن این مبحث مبادرت ورزیده و در دستگاه های تئوریک خود از آن بهره جسته اند. در بین شاخص های سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی است که به عنوان مهم ترین مؤلفه خودرا برای تعامل اجتماعی و پیدایش حوزه و عرصه عمومی در جامعه خواهد گشود و سبب افزایش تعاملات بین افراد و در نتیجه مشارکت خواهد گردید. دراین فصل ابتدا در بررسی مبانی نظری، تعاریف لغات کلیدی و مفاهیم اولیه پژوهش، ابتدا به تعریف سرمایه اجتماعی و کارافرینی و انواع آن می پردازیم. در ادامه به شرح و توضیح مفهوم سرمایه اجتماعی و کارافرینی پرداخته و سپس در مورد پیشینه پژوهش در دنیا و ایران مواردی آورده خواهد شد.

2-2- سرمایه
ابتدا به ماهیت سرمایه از نظر متغیرهای اقتصادی پرداخته و سپس انواع سرمایه و شباهت ها و تفاوت های آنها را با یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرد. اصولاً منابع در اقتصاد به سه صورت مورد استفاده قرار می گیرند:
مصرف می شوند.
ذخیره می شوند.

سرمایه گذاری می شوند.
سرمایه منبعی است که برای ایجاد ارزش افزوده سرمایه گذاری می شود. به منابعی که مصرف می شوند و یا برای مصارف آینده ذخیره می شوند، سرمایه اطلاق می شوند. مردم دنیا برای انجام امور متداول زندگی خودشان از انواع سرمایه استفاده می کنند. اما آن چیزی که بین مردم به عنوان سرمایه تلقی می کنند. در صورتی که پول و اوراق اعتباری تنها یک نوع از پنج نوع سرمایه ایی است که در چرخش امورات اقتصادی و اجتماعی استفاده می شود. در اصطلاح علمی این نوع سرمایه با عنوان سرمایه مالی شناخته شده است.
اقتصاددانان سرمایه را معمولاً را به مفهوم دارایی فیزیکی نظیر ماشین آلات، تأسیسات، ساختمان ها، موجودی کالا و بعضاً ارزش فعلی سرمایه گذاری انجام شده در نیروی انسانی و فن آوری بکار می برند. گروهی دیگر دارایی های مولد ثروت را سرمایه می پندارند. حسابداران سرمایه را به مفهوم وجوهی که در طرف بدهی ترازنامه نشان داده می شود و متعلق به صاحبان واحد اقتصادی است، می شناسند. در واقع انباشت منابع مالی در دارایی ها، اعم از دارایی های فیزیکی یا مالی مفهوم کلی تری از سرمایه مورد نظراست، منابع مالی به ویژه منابع مالی بلند مدتی است که برای اجرا، تکمیل، توسعه، بازسازی و راه اندازی واحدهای اقتصادی – صنعتی به کار گرفته شده است.
2-3- انواع سرمایه
به طور کلی سرمایه در اقتصاد به سه صورت شناخته شده است که عبارتند از: سرمایه مالی- سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی.
1- سرمایه فیزیکی- مالی: این نوع سرمایه که در علم اقتصاد بسیار متداول است شامل دارایی های مالی، زیر ساخت هایی همچون پل ها، راه ها و تجهیزات ساختمانی و فنی می شوند. در تئوری های اولیه رشد از سرمایه فیزیکی و مالی به عنوان موتور رشد اقتصادی یاد می شود. سرمایه در اصطلاح اقتصادی مجموعه ای از اجزاء گوناگون شامل انواع ماشین آلات، ابزار کارخانه ها، ساختمان ها، موجودی انبار و غیره است. تفاوت سرمایه و سرمایه گذاری نیز مهم است نمود (سعادت، 1384).
سرمایه یک متغیر (انباشت) است که میزان موجودی سرمایه را در زمان مورد نظر نشان می دهد. در صورتیکه سرمایه گذاری یک متغیر جریانی (روانه) طول یک دوره است.
2- سرمایه انسانی: سرمایه های مولدی که در وجود انسان ها جمع شده، شامل مهارت ها و توانائی ها اندیشه ها، سلامتی و غیره است که ناشی از سرمایه گذاری در آموزش و برنامه های کارآموزی و مراقبت های پزشکی است و به عنوان سرمایه تلقی می شود. در این تعریف نیز برخی از سرمایه های انسانی که به طور مستقیم بر تولید اثر نخواهد گذاشت تصریح نشده است، بنابراین در سرمایه گذاری های انسانی نباید صرفاً افزایش تولیدی را مد نظر قرار داد که قادر به محاسبه و اندازه گیری آن هستیم، بلکه جنبه های دیگری را نیز باید دنبال کرد.
تعریف سرمایه گذاری انسانی: ارتقائ و بهبود ظرفیت مولد افراد که ناشی از بهبود کیفیت نیروی کار می باشد. ظرفیت افراد عبارت است از: استعدادها و توانائی های بالفعل آماده افراد جامعه می باشد.
ظرفیت مولد افراد: آن بخش از ظرفیت افراد است که بر افزایش تولید جامعه اثر می گذارد که این اثر گذاری یا به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم (اثرات خارجی) می باشد. به تعبیر دیگر، عاملی است که آن بخش از ظرفیت افراد را که در اثر عوامل مختلف مستهلک می شود، جبران می نماید. ارتقاء ظرفیت، ظرفیت بالقوه را بالفعل می نماید. همچنین یادآوری می شود که سرمایه انسانی همان ظرفیت افراد است و سرمایه گذاری انسانی بهبود و ارتقاء آن است.
همانطور که