مقابله تسکین دهنده ( نظیر آرام سازی ) با هیجانات ناشی از منبع تهدید مقابله می کند(رایس ، 1992) .
مسأله مدار: روشی یا مجموعه روشهایی است که طی آن فرد به منظور کاهش یا حذف پیامدهای ناخوشایند استرس ، سعی می کند بر عامل استرس تسلط یابد . مات نی و دیگران ( 1986). چند روش مسأله مدار را مشخص کردند که شامل مهار استرس51، ساختار بندی52 و مهارت های اجتماعی53 می شود. مهار استرس، شامل آگاه شدن از افزایش تنش و عوامل ایجاد کننده آن می باشد.
ساختاربندی، شامل جمع آوری داده ها درباره عامل استرس، پرس و جو در زمینه منابع (حمایتی) موجود و طراحی روش های استفاده از آنها، می باشد. مهارت های اجتماعی، شامل خود- ابرازی و صمیمیت ورزی54 (شریدان و رادماچر، 1992) .
روش مقابله مسأله مدار موفق ، مستلزم استفاده بهینه از مؤلفه های شناختی عقلایی بودن ، انعطاف پذیری و دور اندیشی است . مقابله مؤثر مستلتزم ارزیابی واقع بینانه و درست از عامل استرس منابع موجود می‌باشد. البته ، روش مقابله ای مسأله مدار، صرفاً متوجه عامل استرس نیست. غالباً این روش مستلزم عملی است که فرد بتواند آن را به خوبی به انجام برساند. برای مثال ، مطالعه قبل از امتحان( شریدان و رادماچر ، 1992) .
هیجان مدار: روش یا مجموعه روش هایی است که برای مهار واکنش های هیجانی مرتبط با عامل استرس به کار گرفته می شود. برای مثال ، دانشجویی که در امتحان نمره پایین گرفته است ، ممکن است برای کاهش تنش ناشی از آن ، به جوک و یا بازی بپردازد . هر نوع روش مقابله ای می تواند برای کاهش هیجانات ناخوشایند به کار گرفته شود. روش مقابله ای هیجان مدار، غالباً شامل باز ارزیابی است. اگر مشکل حل نشود، یک راه مهار تنش این است که آنرا مجدداً ارزیابی کرد. برای این کار ، فرد موقعیت خود را با سایر افراد مقایسه می کند و ممکن است به این نتیجه می رسد که شرایط او خیلی هم بد نبوده است ( شریدان و رادماچر ، 1992) .
روش مقابله هیجان مدار، ممکن است بیماری زا ( ناسالم ) به نظر برسد. زیرا این روش ، گاهی اوقات شامل خود – فریبی 55 و تحریف واقعیت 56 است. با این وجود، همانطور که لازاروس ( 1983) متذکر شده است ، اندکی خیالبافی برای سلامتی روانشناختی لازم است. البته ، روش های سالمی برای مقابله با پریشانی هیجانی نظیر کار ، ورزش ، فنون آرام سازی ، و شوخ طبعی 57 وجود دارد(شریدان و رادماچر ، 1992 ؛ کاوانا ، 1999؛ رایس 19920).
اجتناب : به عقیده شریدان و رادماچر ( 1992) اجتناب (دوری عینی) از عامل استرس و انکار (دوری ذهنی) عامل استرس ، جزو روش های مقابله ای هیجان مدار می باشد. اما از آنجا که روش مقابله ای اجتنابی(1) مستقیماً به مهار، حذف یا کاهش هیجانات ناخوشایند ناشی از استرس نمی پردازد و (2) خود این روش اشکال مختلف و متعددی دارد، شاید بهتر این باشد که عنوان یک شیوه مقابله ای جداگانه به حساب آورد. به هر حال ، شیوه های روش های اجتناب (عینی و ذهنی) از عامل استرس، زیاد است. مانند تلفن زدن به یک دوست (روی آوردن به اجتماع)، خرید و خوردن تفریحی (روی آوردن به فعالیت ها) .
2-8 سبک های مقابله، تعاریف، طبقه بندی
الف: تعاریف : فولکمن و لازاروس( 1980) یک تعریف بسیار جامع از مقابله (به عنوان بخشی از نظریه تبادلی استرس) ارائه کرده اند. آنها ” مقابله ” را تمام تلاش های شناختی و رفتاری دانستند که برای کنترل ، کاهش یا تحمل خواست ها به کار گرفته می شوند. ای خواست ها 58 می تواند درونی یا برونی باشد. خواست های درونی ، ممکن است پیامد ارزیابی های شناختی یا تعارض های عاطفی را منعکس سازد.
علاوه بر این، مقابله، معمولاً، به یک یا دو پیامد کمک می کند: مقابله یا درصدد تغییر رابطه بین “فرد” و “محیط” است یا در صدد کاهش ناراحتی و پریشانی عاطفی . باز ارزیابی شناختی که معنای یک حادثه را اصلاح می کند، روشی است که طی آن فرد رابطه بین “فرد” و “محیط” است یا در صدد کاهش ناراحتی و پریشانی عاطفی . باز ارزیابی شناختی که معنای یک حادثه را اصلاح می کند، روشی است که طی آن فرد رابطه بین “خود” و “محیط” را تغییر دهد (رایس ، 1992).
سه جنبه کلیدی در تعریف لازاروس وجود دارد.
1 – مقابله به جای اینکه مقدمتاً ناشی از ویژگی های شخصیتی باشد وابسته به شرایط است .
2 – راهبردهای مقابله به دلیل تلاش تعریف می شوند و مشخصاً چیزی را که افراد در تعامل با محیط به صورت هدفمند انجام می دهند را تبیین می کند. توجه متمرکز بر تلاش است که ممکن است از اعمال یا شناخت های رفتاری باشد.
3 – مقابله بعنوان یک فرایند نگریسته می شود که به مرور زمان در طی یک مواجه ویژه تغییر می کند. قبل از شروع اقدام به مقابله موقعیت ، پیامدها و … منابع حمایتی در دسترس بررسی و ارزیابی مجدد ( ثانویه ) می شود. ( کوهن 1980) . 59
بعد از آن، کنت مات نی و همکارانش ( 1986) نوشتجات روش های مقابله را بررسی کردند و توانستند تا حدودی تعریف لازاروس را بهبود بخشند. آنها ” مقابله ” را هر تلاش سالم یا ناسالم، آگاهانه یا ناآگاهانه می دانند که عوامل استرس را تضعیف ، حدف یا از آن جلوگیری می کند یا اثرات آن را به شیوه ای با حداقل آسیب، تحمل پذیر می سازد ( رایس ، 1992).