ر شد سرمایه انسانی دارای ابعاد وسیعی است، ولی به جهت محدودیت های محاسباتی و یا مفهومی، در تعیین اجزای آن اختلاف نظر وجود دارد. در این ارتباط به یکی از پیشنهادهایی که توسط کمسیون آمار سازمان ملل متحد در رابطه با تعیین اجزای انسانی ارائه شده اشاره می شود:
اجزای سرمایه انسانی عبارتست از بهداشت، تغذیه، آموزش، اشتغال، شرایط کار، مسکن، امنیت اجتماعی، پوشاک، فراغت، آسایش خیال، آزادی های فردی ( نیازی، 1379 )
3- سرمایه اجتماعی: سرمایه اجتماعی یک واژه بین رشته بین علم اقتصاد و علوم اجتماعی است. سرمایه اجتماعی از دو واژه سرمایه که یک مفهوم اقتصادی است و واژه اجتماعی یک مفهوم جامعه شناسی است تشکیل شده و برشاخص های اجتماعی استوار است.
2-4- سرمایه اجتماعی
از آنجایی که سرمایه اجتماعی نقش موثری در کاهش هزینه های فعالیت ها و موفقیت افراد در دست یابی به اهداف خود دارد، یکی از موضوعات پژوهشی مرتبط با نهادهای اجتماعی است: فرضیه اساسی در تبیین سرمایه اجتماعی این است که افراد خانواده با گرد هم آمدن در قابل یک نهاد اجتماعی، سرمایه اجتماعی را شکل می دهند، پاداش های آن در شکل حمایت های مادی و معنوی به آنها در زندگی اجتماعی بروز می کند. در مجموع سرمایه اجتماعی بنیان توسعه پایدار و همه جانبه را تشکیل می دهد. تلاش برای تشکیل توسعه و تداوم چنین سرمایه ای که کنار سایر انواع سرمایه ها چون سرمایه طبیعی، تولیدی و انسانی ضریب موفیت برنامه های بلند مدت توسعه را دو چندان خواهد کرد. این مفهوم به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد تقریباً با تمام موضوعات و مسائل مطرح در حوزه انسانی و اجتماعی ارتباط پیدا می کند. این ارتباط و پیوند هر چند که در نوع خود بیانگر اهمیت کارکردی سرمایه اجتماعی می باشد. لیکن موجب پیچیدگی، گستردگی و تنوع موضوع نیز شده است که برآیند آن را می توان در چند وجهی بودن، اختیار نمودن سطوح و واحدهای تحلیلی متعدد و پیچیدگی مفهومی جستجو کرد.
شناخت سرمایه اجتماعی در درجه نخست مستلزم بررسی ابعاد مفهومی و نظری سرمایه اجتماعی به رغم تنوع قابل ملاحظه آن است تا پایه و مبنایی برای طرح ابعاد علمیاتی فراهم شود.
مفهوم سرمایه اجتماعی در آغاز توسط جامعه شناسان معرفی گردید و در تحقیقات آنها مورد استفاده قرار گرفت . این مفهوم به تدریج توجه اندیشمندان سایر رشته های علوم اجتماعی را به خود جلب کرد و در دهه های اخیر علاوه بر اینکه در جامعه شناسی ، علوم سیاسی و اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته است ؛ در رشته های سازمان و مدیریت نیز طرفداران زیادی پیدا کرده است. (درانی و رشیدی، 1387)
در اواخر دهه 1990 نسبت به اعتبار هدف سازمان های یادگیرنده تردیدهای فزاینده ای ایجاد شد. بسیاری از سازمان ها این اصطلاح را از بیانیه های راهبرد و گزارش سالانه رؤسای خود حذف کردند . به دلیل آن که مفهوم روشنی نبود و به نظر می رسید در مواجهه با بی رحمی موقعیت اقتصادی بسیار خام و سست است. با وجودی که استفاده از این فنون و نظریه ها در سازمان کم تر شده است، ولی سازمان ها هنوز می توانند به خود ببالند که افراد بزرگ ترین دارایی آنها هستند. روند جدید که به نظر می رسد برای رهبران کسب و کار جالب باشد ، استفاده از مفهوم سرمایه درباره افراد ، و به ویژه اندیشه سرمایه اجتماعی است که توجه مدیران عالی سازمان ها را به خود جلب کرده است. چنین زمینه مساعدی از وجود مباحث اجتماعی در محدوده سازمان شرایط رویکرد به سرمایه اجتماعی را در سازمان ومدیریت فراهم کرده و بررسی سرمایه اجتماعی و استفاده از آن در مطالعات سازمانی نیز به سرعت افزایش یافته است. اهمیت سرمایه اجتماعی در مطالعات سازمان ها و تبیین موقعیت نسبی نقش آفرینان در بسیاری از حوزه های مورد توجه در تحقیقات سازمان تأیید شده است( فقیهی و فیضی،1385).
سرمایه اجتماعی مفهوم نسبتاً جدیدی در علوم اجتماعی است و به طور خلاصه به معنای هنجارها و شبکه هایی است که امکان مشارکت مردم را در اقدامات جمعی به منظور کسب سود متقابل فراهم می کند این مفهوم با شیوه هایی همچون سنجش سطح اعتماد اجتماعی و سطوح عضویت در انجمن های مدنی، یا میزان موجودی رسمی یا غیر رسمی قابل اندازه گیری است. سرمایه اجتماعی مفهومی ترکیبی است که این هنجارها و شبکه ها را در یک جامعه و در یک مقطع زمانی خاص تشریح می کند. رابطه متقابل، رفتار غیر خودخواهانه و اعتماد، نمونه هایی از این هنجارها است.
از این منظور سرمایه اجتماعی یکی از عناصر مهم قدرت جامعه مدنی یا ظرفیت جوامع برای مدیریت خویش از طریق فعالیت های گروهی غیر رسمی، داوطلبانه یا غیر دولتی و غیر انتفاعی است.
اصطلاح سرمایه اجتماعی نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب در سال 1961 با عنوان مرگ و زندگی در شهرهای بزگ آمریکا، به کار رفته است. در آن اثر، ایشان توضیح داده اند که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های حومه قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابان و دیگر تصمیم ها در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروی انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند. گلن لوری اقتصاددان همچون ایوان لایت جامعه شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی را در دهه1970 برای توصیف اقتصاد درون شهری به کار برد.
از طرفی دیگر واژه ی سرمایه دلالت می کند که سرمایه اجتماعی همانند سرمایه انسانی یا سرمایه اقتصادی ماهیتی زاینده و مولد دارد، یعنی ما را قادر می سازد ارزش ایجاد کنیم، کارها را انجام دهیم، به اهدافمان دست یابیم، مأموریت هایمان را در زندگی به اتمام رسانیم و به سهم خویش به دنیایی یاری رسانیم که در آن زندگی می کنیم. وقتی می گوییم سرمایه های اجتماعی زاینده و مولد هستند، منظور این است که هیچ کس بدون آن موفق نیست و حتی زنده نمی ماند.
در اینکه سرمایه انسانی در موفقیت یک سازمان و یک ملت اهمیت استراتژیک ویژه ای دارد‍، تردیدی نیست، ولی این سرمایه زمانی از اولویت بالاتری برخوردار است که منسجم و یکپارچه باشد و این یکپارچگی در سایه همبستگی،همکاری، تعاون و اعتماد متقابل به وجود می آید‍؛ در این‍صورت است که سرمایه به سرمایه اجتماعی مبدل می شود و این سرمایه است که هم افزایی دارد. در غیر این‍‍‍‍‍‍‍صورت‍، سرمایه های انسانی حتی اگر در سازمان و یا در کشور ماندگار شوند و فرار نکنند، به
نویسندگان تعاریفناهاپیت و گوشال(1998)سرمایه اجتماعی را مجموعه منابع واقعی و بالقوه ای می دانند که در شبکه روابطی که زیر نفوذ فرد یا واحد اجتماعی است ریشه دارد ،از طریق شبکه قابل دسترسی است و از همین شبکه ناشی شده است .فوکویاما(1999)سرمایه اجتماعی، مجموعه هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و پایین آمدن سطح هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌شود .
کوهنوپروساک (2001)سرمایه اجتماعی شامل اعتماد،شناخت متقابل،ارزش های مشترک و رفتارهایی است که اعضای شبکه های انسانی و اجتماعات را به هم پیوند می دهد و همکاری انها را امکان پذیر می سازد .واین بیکر(1382)سرمایه اجتماعی را منابعی می داند که از طریق شبکه های کسب و کار یا شبکه های فردی ،یا در درون آنها در دسترس قرار می گیرد.این منابع شامل اطلاعات ،اندیشه ها،راهنماییها،فرصت های کسب و کار ،سرمایه های مالی،قدرت و نفوذ،پشتیبانی عاطفی ،خیر خواهی ،اعتماد و همکاری است .بانک جهانی(2003)سرمایه اجتماعی را پدیده‌ای می‌داند که حاصل تأثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و از طرف دیگر افزایش آن می‌تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه‌های اداره جامعه و نیز هزینه‌های عملیاتی سازمانها می‌شود .قول آقای رابینز، ایجاد سینرژی (هم افزایی) منفی می کنند‍. اصطلاح “سرمایه” به ثروت انباشته، به‍ ویژه آنچه برای تولید ثروت بیشتر به کار می رود، اطلاق می شود‍‍‍‍‍‍‍‍‍.کلمه “اجتماعی‍” در سرمایه اجتماعی نشان می دهد که منابع موجود درون شبکه‍ های کسب و کار یا شبکه های فردی دارایی‍های شخصی محسوب نمی شوند، و هیچ فردی به تنهایی مالک آنها نیست. این منابع درون شبکه های روابط قرار گرفته اند. اگر سرمایه انسانی آن چیزی باشد که انسان می‍داند (مجموع دانش، مهارتها و تجارب)، سرمایه اجتماعی روابطی است که انسان با کسانی که می شناسد برقرار می کند؛ یعنی اندازه، کیفیت و گوناگونی شبکه های کسب و کار و شبکه های ارتباطی شخصی که انسان در آن نقش دارد. اما فراتر از آن، سرمایه اجتماعی به کسانی که انسان نمی‍شناسد نیز بستگی دارد، البته اگر به طور غیر مستقیم و به وسیله شبکه ها با آنها در ارتباط باشد‍. مدیران وکسانی که بتوانند در سازمان، سرمایه‍ اجتماعی ایجاد کنند، راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار می سازند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی به زندگی فرد، معنی و مفهوم می‍بخشد و زندگی را ساده تر و لذت بخش‍تر می سازد.
پورتز(‍1998)، سرمایه اجتماعی را به عنوان توانایی کنش‍گران برای به دست آوردن و حفظ کردن منابع ، بر اثر عضویت در شبکه های اجتماعی تعریف می کند. وی بیشتر بر روابط و شبکه های اجتماعی در تحلیل سرمایه اجتماعی تمرکز دارد.فرانسیس فوکویاما‍‍ سرمایه اجتماعی را به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرده است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان‍شان مجاز است، در آن سهیم اند. مشارکت در ارزشها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی شود، زیرا این ارزش‍ها ممکن است ارزشهای منفی باشند. ب