ود را از دست خواهد داد زیرا فقر در جامعه معلول علتهای فراوانی است که یکی از آنها می تواند رشد بی رویه و بی حساب و کتاب جمعیت باشد.
در کنار این نظریه، دیدگاه دیگری نیز در خصوص جمعیت وجود دارد که از آن تعبیر به “جمعیت ثابت” می گردد در ادامه ابعاد این نظریه به روشنی بیان خواهد شد.
2-3)نظریه جمعیت ثابت
مفهوم مورد بحث در نظریه جمعیت ثابت، “توقف و ثبات” جمعیت است. در این نظریه مفاهیم “ثبات” و “توقف” یا “رکود” جمعیت را مترادف یکدیگر می گیرند و مفهوم “رکود” یا “توقف” جمعیتی را از آنها مراد می کنند. طرفداران این نظریه، نه با افزایش جمعیت موافقند و نه با کاهش آن، بلکه اعتقاد دارند وقتی جمعیتی به “حد کافی” رسید، دیگر نباید دچار نوسان شده و در جانب افزایش یا کاهش موالید حرکت نماید. زیرا که دگرگونیهای مداوم جمعیت تعادل نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه را بر هم می زند.گفته شده اصطلاح “حد کافی” در این نظریه، از کلام سقراط که آن را در “اعتدال” جمعیت جستجو می کردگرفته شده و به کار رفته است.
طرفداران این نظریه در پی اثبات عقیده خویش چنین استدلال می نمایند، که جامعه به چهار طریق می تواند از امکانات خود استفاده کند: 1ـ افزایش جمعیت 2ـ افزایش آسایش و رفاه افراد 3ـ افزایش میزان مصرف 4ـ پس انداز، بنابراین اگر جامعه ای اندیشه افزایش جمعیت را کنار گذارد، می تواند همه امکانات خود را به تامین رفاه و مصرف بیشتر برای افراد جامعه و یا پس انداز و سرمایه گذاری امکانات موجود اختصاص دهد.24
از دیدگاه اندیشمندان این نظریه، ثبات جمعیت می تواند آثار مثبتی در جامعه به دنبال داشته باشد و اگر جمعیت در حد کمال خود به ثبات برسد، اثرات بازده نزولی دیگر وجود نخواهد داشت، به عنوان نمونه، سهم سرانه زمین افزایش پیدا خواهد کرد، اما ساعات کاری کاهش یافته و اوقات فراغت بیشتر خواهد شد و در جامعه تعادل و توازنی همه جانبه حاکم می گردد.
این نظریه نیز از جانب مخالفان آن، با انتقادهای شدیدی مواجه شد از جمله آنکه، سکون و ثبات جمعیت، عدم تحول و رکود جامعه را به دنبال خواد داشت و سبب افزایش جمعیت سالخورده و از کار افتاده می گردد.گذشته از آن، تعیین “حدکافی” جمعیت، غیر ممکن خواهد بود زیرا که اولاً تعیین حد و مرز آن امر مشکلی است ثانیاً اگر مراد از حد کافی، “حد مطلوب” جمعیت باشد در این صورت این نظریه با نظریه جمعیتی متناسب یا مطلوب مشتبه می شود.25
همانطور که مشخص می گردد این نظریه نیز توان لازم برای پاسخگویی به سوالات و انتقادات مطروحه از جانب مخالفان خود را نداشته و استقامت خود را در برابر انتقادات از دست می دهد.