تحقیق
هدف کلی تحقیق عبارت است از: “کشف رابطه بین سبک های پوشش دانش آموزان دبیرستانی شهر سنگر و گروههای مرجع.”
اهداف جزئی تحقیق بدین شرح می باشد:
الف) شناخت معیارهای گزینش لباس مرتبط با پوشاک دانش آموزان
ب) بررسی جایگاه گروههای مرجع عضویتی و غیر عضویتی نزد دانش آموزان در ارتباط با پوشش دانش آموزان
ج) بررسی نقش جنسیت و تعیین تفاوتهای جنسیتی دانش آموزان در ارتباط با انتخاب نوع پوشش آنان
د) بررسی روابط میان سبک های مختلف پوشش و عوامل تعیین کننده هویت اجتماعی دانش آموزان مانند: سرمایه فرهنگی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده
فصل دوم
بررسی مبانی نظری و پیشینه تجربی تحقیق
فصل دوم : بررسی مبانی نظری و پیشینه تجربی تحقیق
2-1-مقدمه
در این فصل نخست، دیدگاهها و نظریات موجود در جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی با تاکید بر اثرگذاری گروههای مرجع بر شکل گیری رفتار اجتماعی مطرح می گردد و پس از بیان اندیشه های برخی از متفکرین این حوزه با نگاهی به ویژگی های دوران جوانی و روندها و چگونگی اثرگذاری گروههای مرجع بر رفتار اجتماعی در دوره جوانی وارد بحث تاثیر گروه مرجع به رفتار مورد مطالعه این پزوهش یعنی سبک پوشش خواهیم شد، سپس به مرور پیشینه تجربی مطالعات انجام شده در ایران و خارج از کشور پرداخته می شود و در نهایت پس از نقد و نتیجه گیری از این تحقیقات و جمع بندی نظریه ها، چارچوب و مدل نظری پژوهش حاضر مطرح خواهد شد.
2-2- مبانی نظری
نظریه های مربوط به گروه مرجع را می توان در دو حوزه روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی جستجو و مطالعه نمود.در رویکرد اول می توان به افرادی مانند هیمن5، مظفر شریف6، نیوکامب7 و فستینگر8 و دیگران اشاره کرد. قبل از هیمن جامعه شناسان شهیری مانند مید9، کولی10 و سامنر11 به رابطه میان گروه و رفتار و نگرشهای فرد پرداخته اند، بعدها مرتن12 نظریه گروه مرجع را در جامعه شناسی بسط و توسعه داد. بنابراین اگرچه قبل از هیمن مطالعاتی با رویکرد جامعه شناختی در مورد رفتار و الگویابی شده ولی این هیمن بود که با استفاده از رویکرد روانشناسی اجتماعی به مطالعه گروه مرجع می پردازد و این اصطلاح را برای این نوع مطالعات ابداع می کند.
2-2-1- نظریه گروه مرجع در جامعه شناسی
جرج هربرت مید از نظریه پردازان کنش متقابل اجتماعی است که در گروه رویکردهای خرد جامعه شناسی قرار می گیرد. تاکید بر نقش عامل یا کنشگر محور اصلی در مباحث این رویکرد است. مید در ساخت خود به دو عامل I(من فردی) و EM(من اجتماعی) اشاره می کند و هویت فرد را محصول رابطه میان این دو می داند. (ریتزر،1384: 280) مید درباره تاثیر فرایندهای اجتماعی بر ساخت خود و تصور هر کس از خود می گوید: “خود چیزی است که دارای توسعه است، هنگام تولد، در ابتدا وجود ندارد بلکه در فرایند تجربه و فعالیت اجتماعی ایجاد می گردد یعنی در نتیجه روابط فرد با این فرایندها به طور کلی و افراد دیگر در درون این فرایندها در وی به وجود می آید. فرد، غیر مسقیم از دیدگاه های ویژه دیگر اعضای همان گروه اجتماعی یا از دیدگاه عام اجتماعی ای که به طور کلی بدان تعلق دارد، خود را تجربه می کند و تنها با گرایش افراد دیگر درون یک محیط اجتماعی نسبت به خود یا زمینه تجربه و رفتاری که درهردوی آنها درگیر است، از نظر خود به یک شیء تبدیل می شود.”(مید،1934 :143؛ به نقل از اشرفی،1379 :38).
“دیگری تعمیم یافته”13 یکی دیگر از مفاهیمی است که مید از آن برای توضیح فرایند ارزیابی خود مطرح کرده است. از نظر مید، شخص برای ارزیابی خود،هنجارها و ارزشهایی از دیگران مهم یا تعمیم یافته را درونی می کند و سپس با این توانایی به ارزیابی از خودش می نماید. فرد تجربه خویش را به طور مستقیم از نقطه نظرات خاص سایر اعضای همان گروه یا از نقطه نظر تعمیم یافته گروه اجتماعی که به آن تعلق دارد کسب می کند. کوزر و روزنبرگ درباره دیگری تعمیم یافته مید می نویسند:” فرایند اجتماعی شدن14 از طریق دیگری تعمیم یافته بر رفتار فرد تاثیر می گذارد. یعنی اجتماع رفتار اعضای خود را کنترل می کند زیرا در این صورت است که فرایند اجتماعی یا اجتماع به عنوان عامل تعیین کننده در تفکر فرد نقش دارد. در اندیشه انتزاعی، فرد نگرش دیگری تعمیم یافته را نسبت به خود می پذیرد، بدون اینکه به اظهار هیچ فرد دیگری توجه داشته باشد. درحالی در اندیشه واقعی آن نگرشی را می پذیرد که در نگرش افراد دیگر نسبت به خود که در یک وضعیت یا عمل اجتماعی شرکت دارند، اظهار شده باشد.انسان خود آگاه، نگرش اجتماعی سازمان یافته اجتماع یا گروه معینی را که به آن تعلق دارد، می پذیرد و یا آن را مسلم فرض می کند. منظور، نگرش گروه نسبت به مسائل گوناگون اجتماعی است که گروه یا اجتماع در زمان های معینی با آن روبرو می شود. مثلا در امور سیاسی، فرد با شرکت در یک حزب سیاسی و پذیرش نگرش های سازمان یافته آن در جهت بقیه اعضا و مسائلی که حزب در وضعیت معینی روبرو می شود، هویت خود را مشخص می کند و نیز بر حسب نگرش سازمان یافته حزب خود به صورت کل پاسخ می دهد به این ترتیب او همراه با دیگر افراد در مجموعه مناسبات اجتماعی ویژه ای وارد می شود که افرادی از طبقات دیگر در آن هستند.”(کوزر و روزنبرگ،1378: 55-254).
بنابراین با استناد بر مفاهیم مید مانند مفهوم خود و دیگران تعمیم یافته می توان نتیجه گرفت که شکل گیری خود افراد که هویت اجتماعی آنها از طریق آن ایجاد می شود، مقوله ای است اجتماعی که در زمینه دیگران و جامعه حاصل می شود. در واقع دیگران مهم و یا دیگران تعمیم یافته نقش کلیدی در شکل گیری هویت افراد دارد. این دیگران مهم، همان گروههای مرجع هستند که فرد را در ایجاد ارتباط با جامعه بزرگتر یاری می رساند و از عوامل تاثیرگذار در شکل گیری شخصیت محسوب می شوند. درونی کردن ارزش ها و هنجارهای دیگران مهم، کارکرد مقایسه ای به افراد می دهد تا به ارزیابی خودشان بپردازند و در مقابل هنجارها و ارزش های دیگران از خود عکس العمل نشان دهند. این عکس العمل افراد در برابر دیگران می تواند در قالب نوع لباس پوشیدن و آرایش چهره بخصوص در میان نوجوانان و جوانان نمود پیدا کند. به باور مید افراد برای ارزیابی خود از نقطه نظرات دیگران مهم، ممکن است به عنوان یک عضو آن محسوب شوند یعنی احساس تعلق به آن داشته باشند یا حتی خودشان را شبیه به آن گروههایی درآورند که برایشان مهم تلقی می شوند.
یکی دیگر از جامعه شناسان صاحب نامی که در باب تعاملات گروه و فرد و تاثیرات گروه بر فرد، به نظریه پردازی پرداخته چارلز هورتن کولی است. وی در سال 1902در کتاب معروفش”طبیعت انسان و نظم اجتماعی” مباحثی ارائه داد که ارتباط نزدیکی با مفهوم گروه مرجع دارد. کولی در نظریه خود آینه سان معتقد است تصور افراد درباره خودشان بر اساس تعریفی که دیگران از آنها دارند شکل می گیرد:”خود اجتماعی بازتابی از خود آینه سان است … ما آینه ی تصورات دیگران، حالات و ویژگی های خود را در می یابیم و از آن تاثیر می پذیریم… چیزی که ما را به غرور و مباهات یا بالعکس شرمندگی و نارضایتی می کشاند تصویری ذهنی است که از تصورات دیگران درباره خودمان داریم(سروستانی و هاشمی، 1381:158).
بنابراین از نظر کولی ما در ذهنمان برخی تصورها از ظاهرمان،رفتارهایمان،اهداف،اعمالمان،شخصیت و دوستانمان و نظیر آنها را از ذهن دیگری دریافت می کنیم و به اشکال گوناگونی از آنها متاثر می شویم. کولی سه عنصر اساسی این تصور از خود را چنین بر می شمارد:
1-در چشم دیگران چگونه ظاهر می شویم
2- قضاوت دیگران درباره ما چگونه است
3-احساس غرور یا شرمندگی در نتیجه تصوری که از قضاوت دیگران درباره خودمان داریم
کولی درباره گروه نخستین نیز می گوید: خانواده،گروههای همبازی و همسایگی که در آنها همبستگی نزدیک و رو در رو وجود دارد و در تشکیل ماهیت اجتماعی و آرمان های افراد نقش بنیادی دارند( کوزر،1379: 413-412). گروه نخستین گروهی است که افراد در میان آن به عنوان یک موجود اجتماعی رشد می کنند و اساسا در چارچوب همین گروه است که خود آینه سان پدیدار می شود و کودک خود محور یاد می گیرد که دیگران را به حساب آورد و از این طریق به یک عضو سهیم در جامعه تبدیل می شوند(ریتزر 1384: 71).
به نظر می رسد نظرات کولی بیشتر درباره اهمیت تاثیر گذاری گروههای مرجع باشد. او شکل گیری شخصیت را بازتابی از تصور دیگران می داند. دیگرانی که درباره ظاهرمان، رفتارهایمان، پوشش هایمان و… قضاوت می کنند و برآیند این قضاوت، احساس غرور یا شرمندگی در ماست.لذا افراد برای اینکه در چشم دیگران مهم و مثبت ظاهر شوند و احساس غرور بکنند، تلاش می کنند خود را با هنجارها، ارزشها و تصورات دیگران هماهنگ کنند و این یک نوع اجتماعی شدن را موجب می گردد.
بر اساس نظرات کولی با اهمیت ترین گروههای مرجع را می توان در گروههای نخستین جستجو کرد یعنی گروههایی نظیر خانواده، گروههای همبازی و همسایگی که به عنوان گروههای عضویتی نقش بنیادی در شکل گیری ماهیت اجتماعی و آرمان های افراد دارند.
ویلیام گراهام سامنر اولین کسی بود که مفهوم درون گروه و برون گروه را برای توصیف گونه های یکسان احساسات گروهی به کار برد. درون گروه یا گروه خودی،گروهی است که