ل اجتماعی :
هر گاه جامعه پذیری ارزش‌ها و هنجارهای جامعه اسلامی و درونی کردن آنها به طور کامل انجام نگیرد ، نواقص ان باید از طریق مکانیزم نظارت و کنترل اجتماعی جبران شود . جامعه باید مکانیزم هایی داشته باشد تا فرد را از ارتکاب نا بهنجاری باز دارد . اگر روابط اجتماعی به گونه ای باشد که اجازه کجروی را به افراد بدهد و آنها با کمال بی تفاوتی شاهد نابهنجاری یکدیگر باشند چنین ساختار ناسالمی امادگی برای هر نوع کجروی دارد . (شلویری و پولادی، 1381 : 146)
شلویری و پولادی در رابطه با علل وعوامل ارتکاب جرم در زنان معتقدند که بیشتر بر خوردها با افراد مجرم در چارچوب دستگاههای قضایی و انتظامی محدود می‌شود و کمتر بر خوردهای تربیتی و آموزشی به منظور خشکاندن ریشه ها و علل و عوامل جرم افرین مورد توجه قرار می‌گیرند . برای مبارزه با علل واقعی بروز جرم و انحرافات اجتماعی ضروری است که مطالعات و تحقیقات گسترده برای شناسایی علل و انگیزه های جرم از جوانب گوناگون صورت پذیرد . در این رهگذر ، با توجه به آسیب پذیری بیشتر زنان و نیز اهمیت نقش زنان در انجام ، پایداری و دوام کانون های خانوادگی و همچنین اهمیت سلامت شیوه های آنان در تربیت نسل های سازنده جامعه ضرورت پرداختن به مسائل و مشکلات زنان و علل و انگیزه های جرم در زنان روشن می‌شود . عوامل بیشماری را می‌توان با پدیده ارتکاب جرم مرتبط داشت به چند دسته کلی مشکلات خانوادگی ، مشکلات روانی و روانپزشکی ، مشکلات اقتصادی – اجتماعی ، مشکلات آموزشی و مهارت ها ، مشکلات مربوط به ازدواج می‌پردازد .
در کتاب جرم و طبیعت انسانی اثر جیمز کیو ویلسون و ریچارد هیوانستن این دو دانشمند برجسته استدلالی متقارن در رابطه با جرم شناسی ارائه داده‌اند . بر این مبنا که خصایص شخصی از قبیل ساختار ژنتیکی ، هوش و ساختمان بدنی ممکن است از اهمیت متغیر های اجتماعی به عنوان پیشگویان رفتارهای مجرمانه مهم تر باشند . بنابر این ویلسون و همکارانش یک نظریه تلفیقی بزهکاری را پیشنهاد می‌کنند که شامل عناصر ساختار زیست شناسی اجتماعی و شخصیت انتخاب منطقی و فرایند ساختار اجتماعی است . بنابر نظرویلسون و هیر نستین همه رفتار های انسانی از قبیل بزهکاری بوسیله نتایج درک شده ان تعیین می‌شود . یک رخداد مجرمانه وقتی رخ می‌دهد که رفتار مجرمانه را بر رفتار متداول و قرار دادی ترجیح دهد . بعد از مقایسه منافع و خسارات با هر کدام پس جرم عملکرد انتخابی منطقی است . بنابر نظریه ویلسون و همکارانش”چربیدن بهره اجورات خالص لز بزه به اجورات خالص از غیر بزه مساوی است با رغبت بیشتر به ارتکاب جرم”.
پاداش ها برای جرم می‌توانند شامل بهره مادی ، ارضای جنسی، انتقام و تأیید همطرازان باشد نتیجه می‌تواند شامل عذاب وجدان ، انتقام جویی بزه دیده ، عدم تایید اجتماعی و تهدید مجازات قانونی باشد .
در رابطه با جرایم زنان در شماره 6و7 ماهنامه اصلاح و تربیت ، محققان منیر السادات علوی نسب ، مهتاب لاهیجانی و رویا لاهول معتقدند که : بزهکاری زنان به رغم مشابه بودن تعریف در جوامع جهانی از نظر مصادیق با توجه به عوامل اجتماعی – فرهنگی ، مذهب و غیره دارای یک اعتبار نسبی است . یعنی بین سن زنان و ناسازگاری و بزه آنان از جهت کمی و کیفی نسبتی وجود دارد . آنچه مسلم است در دوره نوجوانی تا سن 18 سالگی با رشد جسمی و روانی شخصیت نوجوان تکوین یافته و بین 18تا 21 سالگی نیز دوره تکامل عقلانی و منطبق شدن با وضع و دوره ثبات اغاز می‌شود . نوجوان در این دوره نیاز به محبت و روابط عاطفی با والدین خویش دارد و محروم ماندن از این رابطه باعث گرایش او به بزه و انحراف می‌شود . پدیده های بطور مداوم در جرم شناسی از آنها بحث شده چهار دسته اند 1- عامل 2- علت 3- انگیزه 4- شرایط
خصوصیات مربوط به شخصیت بزه کار
1- سن بزهکار : نتایج حاصل از بررسی 200 پرونده محکومیت کیفری نشان می‌دهد که سطح سن بزهکاری در سنین بین 25-19 (26 درصد) بالاترین میزان را دارد .
الف ) سن تاهل : سن ازدواج از بین زنان بر اساس بررسی 50 پرونده بزهکاری نشان می‌دهد که 46 درصد آنان بین سنین 15-13 سالگی ازدواج کرده اند .
ب) نتایج ناشی از 100 مورد پرسشنامه بیانگر این است که 41 درصد از زنان بزهکار بیش از یکبار ازدواج کرده اند .
2- تجرد یا تاهل : که از 200 مورد پرونده محکومیت کیفری 51 درصد زنان بزهکار متاهل هستند .
3ـ سابقه محکومیت
راههای پیشنهادی در جلوگیری از بزهکاری زنان در ایران
1- جانشین کردن نظام اصلاح و تربیت به جای روش اجرای مجازات‌ها
2- توجه بیشتر به مسائل خانوادگی
3- طرد بزهکاران حرفه‌ای و اعتیادی از راه اقدامات تامینی
4- توسعه کادر مدد کاران اجتماعی و اشتراک مساعی بیشتر انجمن حمایت از زندانیان در امور زندان‌ها و زندانی‌ها
5- از بین بردن نقاط آلوده و کنترل نظارت بیشتر در نقاط مزبور
6- ایجاد کارهای حرفه‌ای بیشتر برای زنان در زمینه رشد استعداد و طرز تفکر آنان و تامین نیازهای اجتماعی‌شان
شناخت مجرم از دیدگاه جامعه‌شناسی
در این مورد باید گفت که جرم چیست و مجرم کیست ؟
برای شناخت جرم در هر جامعه باید ابتدا به عوامل اقتصادی ،‌سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و پرورشی آن جامعه توجه کرد و دید آیا عوامل فوق تا چه حد انسانی و سازنده و یا غیر انسانی و جرم آفرین هستند چون همانطور که در بحث شناخت کجروی ها و انحرافات اجتماعی بحث کردیم هیچکس کجرو و یا مجرم متولد نمی‌شود .
معمولا اصطلاح مجرم فقط در مورد اشخاصی که از قوانین جامعه تخلف می‌کنند بکار برده نمی‌شود بلکه به اشخاصی که مرتکب اعمال خلاف اخلاق یا عرف و فرهنگ جامعه که احساسات مردم را جریحه دار می‌سازند نیز اطلاق می گردد .
مجرمین را می‌توان بر دو گونه متفاوت یعنی اتفاقی و یا حرفه ای تقسیم کرد . مجرمین اتفاقی فقط موقعی که فرصت مناسبی پیدا کنند مرتکب جرم می‌شوند و سعی می‌کنند که با کنترل کارهای پنهانی خود ، اعمالشان را از دیدگاه حقوقی و عمومی جامعه مخفی نگهدارند اینگونه افراد تحت شرایط و عوامل خاصی مرتکب جرم می‌شوند یعنی مجرمین این گروه بر اثر اجبار و یا کشش های درونی به طرف اعمال جنایت آمیز کشیده می‌شوند و بیشتر ارتکاب عملشان از بی ثباتی عاطفی آنها ناشی می‌شود و اگر عوامل و انگیزه های ارتکاب برایشان باقی بماند ممکنست به ارتکاب جرایم دیگر و حتی شدیدتر نیز مبادرت ورزند . مجرمین حرفه ای کسانی هستند که بر اثر تکرار اعمال جرم آمیز در ارتکاب جرم بیشتر پا بر جا و ثابت هستند و آنچه که انجام می‌دهند به عنوان عمل خلاف فرهنگ و ضد اجتماعی است ولی برای خودشان بعنوان فرهنگ جنائی گروه خویش پذیرفته شده چون آنها خود را از افراد عادی این جامعه نمیدانند و بین خود و دیگر مردم پیوندی احساس نمی‌کنند . در حالیکه اعمالش از نظر همفکران خویش مورد تأیید و تصدیق قرار می‌گیرد مجرمین کهنه کار ، ماهر و آنهائیکه با گرفتن پول یا امتیاز به هر نوع عمل خلافی مبادرت می ورزند ، از این گروهند بیشتر افراد این دو گروه کمتر از سی سال دارند و آرزوی یافتن مقام و یا ثروت از طریق بدست آوردن منافع اقتصادی آنها را وادار به اینگونه اعمال می‌کند . مسأله‌ای که از نظر جامعه‌شناسی بسیار قابل توجه است اینکه اینگونه افراد از لحاظ شکل ظاهری با مردم عادی جامعه خویش هیچگونه تفاوتی ندارند و آنچه مهمتر است اینکه در هر شرایط و بهرحال می‌توان با تغییر شرایط اجتماعی ، اقتصادی و پرورشی به بهبود آنان کمک کرد و به موقعیت رسید بخصوص در مورد مجرمین اتفاقی .
ولی هستند افرادی که بر اثر عدم تعادل روانی و یا اعتیاد به مواد مخدر مرتکب اعمال جنایت آمیز می‌شوند و خود در لحظه وقوع عمل جنایت آمیز به کاری که می‌کنند وقوف و آگاهی ندارند و قصد و عمد و انگیزه ای هم برای این عمل ندارند اینگونه افراد باید از جامعه دور شوند و به مؤسسات روان درمانی برای بهبود کامل سپرده شوند چون خطر اجتماعی آنان بیشتر از دو گروه دیگر است .
گروه دیگری هستند که در جامعه دارای قدرت ، ثروت و یا موقعیت اجتماعی هستند ، مرتکب اعمال خلافی می‌شوند و اعمال جرم آمیزشان بخاطر موقعیت شان یا از نظر دیگران پوشیده می ماند و یا جامعه قدرت محاکمه آنها را ندارد ولی با گذشت زمان و آگاهی روز افزون مردم از نفوذ اینگونه افراد روز بروز کاسته می‌شود چون دنیا بطرف عدالت اجتماعی پیش می رود .
جامعه جرم خیز
در جوامع پیشرفته و یا صنعتی امروزی که خود را اسیر تکنولوژی نموده و روابط انسانی را فراموش کرده اند تجاوز ، سرکشی ، عصیان ، کلاهبرداری ، سرقت ، آدم کشی با شدت و بیرحمی هر چه بیشتر پدیدار می گردد و مردم اینگونه جوامع را وحشتزده و هراسناک نمی‌نماید تا به حدی که همه از هم میترسند و یا به هم اعتماد ندارند . وقایع خونین و مرگبار هر روز بیشتر و شدیدتر می‌شود در حالیکه اکثر مردم جوامع امروزی نسبت به گذشته از آموزش های جدید ، بیشتر برخوردارند پس باید کمتر مرتکب چنین اعمال غیر انسانی شوند هر روز تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی مرم بیشتر می‌شود . فرزند کشی ، همسر کشی ، همنوع کشی و دیگر جنایاتی که شرحشان را از جراید و رسانه های گروهی میخوانیم و می‌بینیم همه و همه نشان بی ثباتی اجتماعی و ضعف روابط و اصول انسانی و اخلاقی است . بی اعتقادی و بی ایمانی مردم نسبت به اصول اخلاقی و انسانی که به گسترش اینگونه جریم و جنایات کمک کرده به این دلیل بیشتر می‌شود که به جای توجه به حیثیت انسانی به ارزش‌های مادی بیشتر توجه می‌کنند وقتی می خوانیم یکنفر در فلان جامعه در یک روز چند نفر را از نعمت زندگی محروم می‌کند و یا توسعه طلبی و جاه طلبی صاحبان