لالات اضطرابی نقش دارند.(حقیقت منش و همکاران1389)
پژوهش حاضر با در نظر گرفتن اینکه طرحوارههای ناسازگار اولیه میتواند هسته اصلی اختلالات محور I قرار بگیرد درصدد است با تعیین این ساختار شناختی در مبتلایان OCD اثربخشی آن را در مقایسه با رفتاردرمانی و دارودرمانی بررسی کند. که این در نوع خود پژوهش جدیدی به شمار می رود.
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
بر اساس راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانپزشکی(16 DSM- IV-TR) وانجمن روانپزشکی امریکا17 و گزارشات سازمان جهانی بهداشت( (18 WHOوسواس چهارمین اختلال فلج کننده روانی و دهمین شرایطی است که فرد را به سوی معلولیت سوق میدهد.
اختلالات اضطرابی شایعترین اختلالات روانی در جمعیت عمومی هستند و تقریبا از هر 4 بزرگسال 1 نفر را در ایالات متحده مبتلا میکنند.مطالعات انجام شده در ایران نیز این اختلال را شایعترین دسته اختلالات روانپزشکی یافتهاند.
اختلال وسواسی – جبری نیز یکی از اختلالات اضطرابی شدید و ناتوان کننده که از هر 40 بزرگسال 1 نفر (بین 9/0 تا 4/4 درصد از کل جمعیت) را مبتلا میکند.
مطالعات انجام شده در ایران نیز شیوعی را در همان حدود جمعیت عمومی بزرگسال یعنی 8/1 درصد برآورد کردهاند.بدین ترتیبOCD دو برابر از اختلالات اسکیزوفرنی و اختلالات دوقطبی شایعتر و چهارمین بیماری شایع روانپزشکی است.
با توجه به مسائل مطرح شده به نظر میرسد که OCD یک مشکل سلامت روانی است که نیاز به درمان موثر دارد. پیشرفتهای بدست آمده در سه دهه اخیر درمان این بیماری را بهبود بخشیده است. در حال حاضر درمانهای انتخابی این اختلال مواجهه و پیشگیری از پاسخ19 و استفاده از داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین میباشد و متأسفانه هر دو شیوه درمانی یادشده دارای نارسائیهای جدی هستند.
در سالهای اخیر بسیاری از درمانگران مدل شناختی – رفتاری را آزمودهاند.اما تحقیقات نشان دادهاند که هنوز 50 درصد از بیماران به طور ایدهآل به درمان شناختی – رفتاری پاسخ نمیدهند حتی درترکیب با دارودرمانی. در اکثر بیمارانی که به درمان پاسخ میدهند بعضی از نشانههای اختلال تا حدودی باقی میماند.
حمایتهایی نیز از مدل طرحوارهدرمانی در درمان OCD و سایر اختلالات محورI به دست آمده که این مدل را آزمودهاند.(سوکمان و همکاران2003،جاکوبسون و توراکس1991،گودمن و پرایس1992،استکتی و همکاران 1996، راچمن 1998، بک،فریمن و دیویس2004 و…)
با توجه به آسیبی که OCD به افراد و عملکرد آنها میزند و با در نظرگیری تعداد بسیار کم پژوهشها در این زمینه بر آن شدیم تا مدل طرحوارهدرمانی را بر روی مبتلایان به OCD بررسی کنیم.
1- 4 -1 اهداف تحقیق:
هدف اصلی:
تعیین تفاوت اثربخشی طرحوارهدرمانی با دارودرمانی و رفتاردرمانی در کاهش نشانههای وسواس در مبتلایان به OCD
اهداف فرعی:
1- تعیین تفاوت اثربخشی طرحوارهدرمانی با دارودرمانی در کاهش نشانههای استرس در مبتلایان به OCD
2- تعیین تفاوت اثربخشی طرحوارهدرمانی با دارودرمانی در کاهش نشانههای اضطراب در مبتلایان به OCD
3- تعیین تفاوت اثربخشی طرحوارهدرمانی با دارودرمانی در کاهش نشانههای افسردگی در مبتلایان به OCD
4- تعیین تفاوت اثربخشی طرحوارهدرمانی با رفتاردرمانی در کاهش نشانههای استرس در مبتلایان به OCD
5- تعیین تفاوت اثربخشی طرحوارهدرمانی با رفتاردرمانی در کاهش نشانههای اضطراب در مبتلایان به OCD
6- تعیین تفاوت اثربخشی طرحوارهدرمانی با رفتاردرمانی در کاهش نشانههای افسردگی در مبتلایان به OCD
1-4-2هدف کاربردی:
هدف این پژوهش استفاده از تکنیکهای طرحوارهدرمانی و مقاسیه آن با دو شیوه دارودرمانی و رفتاردرمانی است تا اثر آن را در کاهش نشانههای وسواس سنجیده و علاوه بر یافتن شواهد پژوهشی جهت بررسی اهداف پژوهش، به بیماران در جهت رسیدن به یک زندگی سالم تر و بهتر کمک شود.
1-5 سؤالات و فرضیه‏های تحقیق(مطابق با اهداف تحقیق):
1. بین اثربخشی طرحوارهدرمانی،دارودرمانی و رفتاردرمانی در کاهش نشانههای وسواس در مبتلایان به OCD تفاوت معنیدار وجود دارد.
2. بین اثربخشی طرحوارهدرمانی با دارودرمانی در کاهش نشانههای اضطراب در مبتلایان به OCD تفاوت معنیدار وجود دارد.
3. بین اثربخشی طرحوارهدرمانی با دارو درمانی در کاهش نشانههای افسردگی در مبتلایان به OCD تفاوت معنیدار وجود دارد.
4. بین اثربخشی طرحوارهدرمانی با دارودرمانی در کاهش نشانههای استرس در مبتلایان به OCD تفاوت معنیدار وجود دارد.
5. بین اثربخشی طرحوارهدرمانی با رفتاردرمانی در کاهش نشانههای اضطراب در مبتلایان به OCD تفاوت معنیدار وجود دارد.
6. بین اثربخشی طرحوارهدرمانی با رفتاردرمانی در کاهش نشانههای افسردگی در مبتلایان به OCD تفاوت معنیدار وجود دارد.
7. بین اثربخشی طرحوارهدرمانی با رفتاردرمانی در کاهش نشانههای استرس در مبتلایان به OCD تفاوت معنیدار وجود دارد.
1-6 تعریف نظری متغیرها:
اختلال وسواسی – جبری: این اختلال با وسواسها و اجبارهایی مشخص میشود که ایجاد پریشانی کرده و اغلب در عملکرد روزانه تداخل ایجاد میکند. (DSM-IV-TR )
اضطراب: احساسی که با یک تجربه ذهنی ناخوشایند و مبهم که با نگرانی در مورد خطرها و اتفاقات ناگوار آینده و نشانههای جسمی از جمله سردرد، طپش قلب، تعریق و بیقراری همراه است. (سادوک و سادوک 2007)
افسردگی: احساس خلق افسرده که با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بیاشتهایی و افکار مرگ و خودکشی مشخص است. (کاپلان – سادوک 2007)
استرس: واکنش فیزیولوژیک بدن در مقابل هر تغییر، تهدید و فشار بیرونی یا درونی که تعادل را بر هم زند. (هانس سلیه)
رفتار درمانی: استفاده از فنون و تکنیکهای رفتاری در درمان بیماران
دارو درمانی: استفاده از دارو برای درمان بیماران
طرحوارهدرمانی: درمانی نوین و یکپارچه که عمدتاً بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روشهای درمان شناختی – رفتاری کلاسیک بنا شده است. اصول و مبنای مکتبهای شناختی – رفتاری، دلبستگی گشتالتی، روابط شی، سازندهگرایی و روانکاوی در قالب یک مدل دزمانی و مفهومی تلفیق شده است. (یانگ و همکاران 1999 و 1990)
1-7 تعریف عملیاتی متغیرها:
اختلال وسواسی – جبری: تشخیص افراد مبتلا به OCD توسط روانپزشک یا روانشناس بالینی
اضطراب: نمره ای که فرد در زیرمقیاس اضطراب آزمون DASS21 کسب میکند.
افسردگی: نمره ای که فرد در زیر مقیاس افسردگی آزمون DASS21 کسب میکند.
استرس: نمره ای که فرد در زیر مقیاس استرس آزمون DASS21 کسب میکند.
رفتار درمانی: بیمارانی که تحت درمان رفتاری مبتنی بر اصول رفتاردرمانی توسط روانشناس بالینی قرار گرفتهاند.
دارو درمانی: بیمارانی که تحت درمان دارویی سروتونرژیک (کلومیپرامین، سرترالین، فلوکسیتین،
فلووکسامین، و سیتالوپرام) توسط روانپزشک قرار گرفتهاند.
طرحوارهدرمانی: درمانی که توسط پژوهشگر طبق کتاب طرحوارهدرمانی و طرحوارههای شناختی و
باورهای بنیادین در مشکلات روانشناختی و با استفاده از راهنمای درمان اختلال وسواس در بیماران
وسواسی صورت گرفته است.
2-1تعریف:
اختلال وسواسی – جبری(OCD ) یک اختلال اضطرابی است که در آن ذهن فرد از افکار مهارنشدنی و پایدار لبریز شده و فرد را مجبور به تکرار مجدد اعمال مشخصی می کند که سبب درماندگی و اخلال در کارکردروزانهاشمیشود.(دیویسون،نیلوکرنیک2004،2:188)
ویژگی اختلال وسواسی _ جبری علامت وسواسهای فکری و عملی است که شدت آنها برای ایجاد ناراحتی قابل ملاحظه برای شخص کافی است.وسواسهای فکری و عملی وقتگیر بوده و به طور بارز در عملکرد روزمره و شغلی، فعالیتهای اجتماعی معمول یا روابط تداخل ایجاد می کند.بیمار مبتلا به OCD ممکن است دچار وسواس فکری، وسواس عملی یا شکل توأم آنها باشد.(سادوک و سادوک2007،2:182)
فکر وسواسی20یک فکر، احساس، عقیده یا حس21 مزاحم و تکرارشونده است. عمل وسواسی22 رفتار خودآگاه، میزان شده، تکراری نظیر شمارش23، یا اجتناب است. فکر وسواسی موجب افزایش اضطراب شخص می شود. در حالی که انجام عمل وسواسی اضطراب را کاهش میدهد. (سادوک و سادوک 2007،2:182)
وقتی شخص در مقابل انجام عمل وسواسی مقاومت می کند اضطراب افزایش می یابد.شخص مبتلا به اختلال وسواسی – جبری معمولاً غیرمنطقی بودن افکار وسواسی خود را درک می کند.هم اعمال وسواسی و هم افکار وسواسی برای بیمارخود ناهمخوان24 شناخته می شوند. (سادوک و سادوک 2007،2:182)
2-2همهگیرشناسی:
شیوع اختلال وسواسی – جبری در طول عمر در جمعیت کلی 2 تا 3 درصد تخمین زده میشود.بعضی از پژوهشگران تخمین زدهاند که بین بیماران سرپایی کلینیکهای روانپزشکی میزان شیوع این اختلال تا 10 درصد میرسد.این ارقام اختلال OCD را پس از فوبیها25، اختلالات وابسته به مواد و اختلالات افسردگی26 در ردیف شایعترین تشخیصهای روانپزشکی قرار می دهند. مطالعات همهگیرشناسی در اروپا، آسیا و آفریقا این نسبت را بین مرزهای فرهنگی تأئید کردهاند.(سادوک و سادوک 2007،2:182)
بین بزرگسالان احتمال ابتلاء مرد و زن یکسان است؛ معهذا بین نوجوانها، پسرها بیشتر از دخترها به اختلال وسواسی – جبری مبتلا میگردند.میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است. هر چند در مردها سن شروع کمی پایینتر(حدود 19 سالگی) از زنها (حدود 22 سالگی) است. در مجموع تقریبا در دوسوم بیماران شروع علائم قبل از 25 سالگی است. و در کمتر از 15 درصد موارد علائم پس از 35 سالگی شروع میشود. (سادوکوسادوک2007،2:182)
اختلال وسواسی – جبری ممکن است در نوجوانی یا کودکی، در مواردی حتی در 2 سالگی شروع شود. افراد مجرد بیشتر از متاهلین به اختلال وسواسی – جبری مبتلا میشوند،هرچند این یافتهها احتمالاً بازتاب مشکل بیماران مبتلا به OCD در حفظ روابط است. اختلال وسواسی – جبری بین سیاهپوستان کمتر از سفیدپوستان شایع است. هرچن