نیت درونی نمی شود و درحقیقت زمینه و مقدمه ای برای رسیدن به این امنیت است.باید توجه داشت که در این طبقه بندی امنیت درونی مفهومی ورای مفاهیم دنیوی داشته و به نوعی با احساسات تعالی جویانه عارفانه و گسستن از تعلقات مادی ارتباط می یابد . به عبارت دیگر امنیت درونی امنیتی است که خواه ناخواه پایه هیچ گرفتن جهان و تعلق خاطر به حق ایجاد می شود وآشکار است که امنیت بیرونی می تواند زمینه های اولیه را برای رسیدن به چنین امنیت درونی فراهم سازد.
2- امنیت دارای دو وجه متفاوت ((عینی )) و ((ذهنی)) است : وجه عینی امنیت منعکس کننده کم وکیف و نوع جرایم و آسیب های امنیتی و اجتماعی است و وجه ذهنی آن بیانگر میزان احساس امنیت و آرامش خاطری است که عامه مردم در وضعیت موجود ازآن برخوردارند.به عبارت دیگر از آنجا که تعریف امنیت و ترسیم عرصه و دامنه آن از یکسو پیوندی مستقیم و سترگ با ذهنیت و درک نخبگان و مردم یک جامعه از آسیب پذیری و تهدید داشته و از طرف دیگر متأثر از پیش فرض ها و پیش تجربه های آنان در مقوله هایی همچون ارزش ها ؟ مصالح و قدرت و…. است پس امنیت اساساً مقوله ای ذهنی است ( تاجیک 1377).
3- امنیت داخلی و امنیت خارجی : مقصود از امنیت داخلی برقراری نظم و آرامش و ایمنی دردرون سرزمین وحوزه مالکیت یک کشور است و منظور از امنیت خارجی وجود همین آرامش و ایمنی و آسودگی خیال و فراغ بال و مصونیت از??خطر در خارج از سرزمین یک کشور است که امنیت خارجی درحوزه تحقیق ما نمی باشد.
??1-5-3) احساس:

دکترفرامرز رفیع پور درکتاب خودجامعه شناسی احساس و موسیقی ،‌ می نویسد مقصود از احساس همان مفهومی است که درزبانهای غربی با واژه (emotion) مشخص می شود (رفیع پور ،1375: 9).
او?کوشش کرده است تا با تعریف برخی از احساسها نظیر ناراحتی حاصل از ندانم کاری ،تردید ،حسادات ، ترس ، غم و غرور، مشخصات احساس را تجزیه و تفکیک کند و به این نتیجه رسید:
1- هراحساسی در درون خود یک نوع خاص از تفکر را به عنوان یکی ازاجزاء خود دارد ( مثلاً حسادت یک ناراحتی است بر پایه این فکرکه شخص دیگری امتیازاتی به دست آورده است ).
2- اما نوع تفکردر هراحساس با نوع تفکردر احساس دیگر عموماً متفاوت است و درنتیجه همین تفاوت در نوع تفکر، برای تشخیص تفاوت احساسها کافی است ، درعین حال باید گفت که همه احساسها زمینه تفکری متفاوت ندارند ، مثلاً ترحم و دلسوزی .
3- هراحساسی علاوه بر زمینه تفکری یک ارزیابی مثبت و منفی از آن زمینه تفکری نیزدرخود دارد که موجب رضایت یا نارضایتی ،خوشحالی یا ناراحتی می گردد.
4- شدت خوشحالی یا ناراحتی از یک زمینه فکری متفاوت است و بستگی به خیلی از عوامل دارد از جمله به وضعیت فکری و جسمانی شخص و همچنین به میزان بروز آن احساس یا به قول لوین تابع شرایط فردی و محیطی است .
5- زمینه تفکری احساس خود ممکن است دارای اجزاء زیادی باشد که برخی ازآنها موجب خوشحالی و تعدادی موجب ناراحتی شوند? ازاینجاست که گاه رفتار دوگانه در یک شخص پیش می آید(همان : 29)
1-5-4) امنیت و احساس امنیت :
احساس امنیت که درجایگاه متغیر وابسته قرار می گیرد و به لحاظ اهمیت ، مهمترین متغیر ما می باشد .امنیت در مفهوم جدید آن دیگر به معنای اقتدار بی حد و مرز دولت و حاکمان به هر قیمت و وسیله ای نیست.امروزه بررسی های علمی نشان می دهد که امنیت علاوه برتحقق خارجی آن یک احساس عمومی است و به هر میزان که احساس امنیت عمومی در?جامعه دچار نوسان یا تغییر می گردد امنیت نیز به همان نسبت تقویت و یا تضعیف می شود.
?همانطوریکه گفته شد حفظ آرامش عمومی و برقراری امنیت یکی از وظایف اصلی و یا به عبارتی یکی از اولویت های مهم هیأت حاکمه درهرجامعه ای است . معمولاً دولت ها سعی می کنند با هدایت خشونت طبیعی که ممکن است در رفتار همه انسانها وجود داشته باشد با اقدامات مشروع و قانونی جلوی بزهکاری و عملیات مجرمانه را بگیرند، با این وجود وقوع جرم و آسیب های اجتماعی یک واقعیت است که براساس آمارهای موجود میزان ارتکاب جرایم ، درشهرها بیشتر از روستاها و در?کشورهای توسعه یافته بیشتراز?کشورهای درحال توسعه یا عقب مانده است. بنابراین تصور اینکه امنیت وقتی بوجود می آید که جرمی صورت نگیرد ،?تصوری باطل و غیرواقعی است . واقعیت این است که امنیت نه یک امر واقعی بلکه یک احساس است که این احساس درشرایطی خاص درجامعه بوجود می آید ، هرچند که درآن جامعه جرایم زیادی به وقوع می پیوندد و یا امکان دارد که با وجود پایین بودن آمار رسمی میزان وقوع جرایم درجامعه ای دیگر، این احساس بوجود نیاید. ازاین نظر با وجود اینکه درکشور ما نرخ آسیب های مذکور در مقایسه با کشورهای جهان نسبت به جمعیت حتی کشورهای اروپایی مثل آلمان ، انگلستان و فرانسه کمتر است . اما درعین حال میزان احساس امنیت در میان آحاد جامعه به شدت پایین است (میرمحمدی،1379: 88).
احساس امنیت وقتی بوجود می آید که جامعه(مردم)بپذیردوقانع شود که سازمان و نهادی مشخص ،تعریف شده و قابل شناسایی برای عموم در قبال بزهکاری و آسیب های اجتماعی وجوددارد. وقتی که مجرمی مرتکب جرمی می شود که جامعه بتواند روند مقابله با آن جرم و مجازات مجرم را پیش بینی کند و مطمئن باشد که این روند استثنا پذیرنیست،با سلیقه تغییرنمی کند وبطور کامل اجرا می شود طبیعی است که احساس امنیت می کند ولو اینکه در شرایطی چند قتل یا سرقت و…..به وقوع پیوسته باشد.به عبارت دیگر مردم زمانی که نمودهای عینی امنیت را که همان اجرای دقیق و کامل قوانین است در بیرون مشاهده کنند یعنی دزد حتما ً‌گرفته می شود ، مال ، جان ، ناموس آنها از تعرض مصون هستند احساس امنیت می کنند.?
احساس امنیت همانطورکه گفته شد یک حالت روانی است که ریشه در اقناع عمومی دارد نه یک واقعیت عینی که به تعداد جرایم وکمیت وکیفیت آنها بستگی داشته باشد .اقناع و قانع سازی فرایندی شناختی است که تغییر حاصل از قانع سازی موجبات تغییر درساختارهای شناختی و نظام باورها و اعتقادات فردی را فراهم می آورد. این ساختارشناختی و نظام باورها برای فرد چهارچوبی را فراهم می آورند که در مواجهه با هرپدیده جدیدی ، آنرا با این چارچوب ذهنی اش تطابق دهد.هرچه پدیده ها و موضوعات جدید با ساختارشناختی و باورهای فرد همخوان تر و سازگارتر باشد قانع سازی بیشتراتفاق می افتد. برعکس وقتی که پدیده یا موضوع جدید با ساختارشناختی فرد فاصله زیادی داشته باشد نگرش منفی ایجاد و قانع سازی اتفاق نمی افتد. به عبارت دیگرازآنجا که ساختارهای شناختی فرد حاصل تجربیات ، تعاملات ، دانش و نمودهای عینی یک پدیده مثل امنیت که درونی شده اند بنابر این احساس امنیت زمانی بوجود می آید که نمودهای عینی امنیت در بیرون مشاهده شود. بنابراین برای تقویت احساس امنیت درجامعه ضروری است که مجموعه نظام قضایی و قانونگذاری از یکسو و نظام اجرایی و دولت که مسئولیت تأمین اجتماعی شهروندان را برعهده دارد ازسوی دیگر به گونه ای برنامه ریزی و عمل کنند که علل و زمینه های ناامنی درجامعه محو و فرصت عمل مجرمان و بزهکاران ازآنان سلب شود.(منبع قبلی: 162).
1-5-5) نشانه های عدم احساس امنیت:
آبراهام مازلو روانشناس انسان گرا از اولین کسانی بود که در این زمینه نظرات اساسی ارائه داده وچهارده نشانه برای این احساس برشمرد که عبارتند از :
1- احساس طرد شدن ، مورد عشق و علاقه دیگران نبودن.
2- احساس تنهایی.
3- احساس اینکه دائما در معرض خطر قرار دارد.
4- ادراک دنیا به عنوان مکانی تاریک ، خصمانه وخطرناک.
5- دیدن دیگران به عنوان افرادی بد ، شیطانی و خودخواه.
6- احساس عدم اعتماد ، حسادت و بخل.
7- بدبینی.
8- گرایش به ناخشنودی و نارضایتی ازخود و محیط.
9- احساس تنش ، فشار و کشمکش درونی توأم با خستگی و بی حوصلگی ، ناراحتی ،کابوس و بی ارادگی.
10-گرایش به عیب جویی زیاد نسبت به خود.
11-احساس گناه و شرمندگی.
12-اختلال در پذیرش خود ، نیاز به قدرت و مقام اجتماعی ، جاه طلبی ، پیشرفت و پرخاشگری یا بالعکس، احساس خود آزاری ، وابستگی به دیگران ، احساس بیچارگی و درماندگی و تسلیم در برابر ناملایمات.
13-میل دائمی وشدید برای یافتن امنیت به صورت هدفهای مکرر و متغیر وکاذب.
14-خودخواهی ،خودداری و فرگرایی و اشتغالات ذهنی شدید و مستمر (مزلو،ترجمه رضوانی،1369).
1-5-6 امنیت از دیدگاه اسلام :
امنیت و ایجاد احساس امنیت در زندگانی اجتماعی انسانها از موضوعات و مباحث اصولی ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام است و به تعبیر دیگر دومین هدف پیامبران بعد از تبشیر و انذار (هشدار دادن) ایجاد امنیت و نظم عمومی از طریق رفع اختلافات بر مبنای کتاب الهی است . درآغاز مردم امت یگانه ای بودند ، آنگاه خداوند پیامبران مژده آور و هشداردهنده برانگیخت و برآن به حق کتابهای آسمانی نازل کرد تا درهرآنچه اختلاف می ورزند میان مردم دادرسی کند (مطهری 1374: ص 74 ) به بیان دیگر امنیت نخستین و مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی است و نیز به همین دلیل سخت ترین مجازاتها در فقه اسلامی برای کسانی در نظر گرفته شده است که امنیت جامعه ای را به خطر می افکنند (محمد بیگی 1378)
او نیز احساس امنیت را از خصایص مؤمن معرفی می کند (( اوست خدایی که سکینت و وقار بردلهای مؤمنان آورد (سوره فتح آیه 4) و همچنین مداهنه با دشمن و روح سازش را منافی با امنیت می داند .پس تو و امتت ای رسول هرگز از مردم کافری که آیات خدا را تکذیب می کنند پیروی مکن .کافران بسیار مایلند که تو با آنها مداهنه و مدارا کنی و معترض بتهایشان نشوی تا آنها هم به نفاق با تو مدارا کنند (سوره قلم آیت 8 و9) و تأمین امنیت را از اهداف جهاد می شمارد و (( با کافرا