ستمرار داشت. با پیدایش حکومت اسلامی اسلوب و روش ناپسند آن دوباره در قوس نزول قرار گرفت و در مدت بسیار کمی جایگاه شایسته خود را یافت و در مسیر مطلوب و تکامل قرار گرفت و مفاهیم بلند دینی و مذهبی و اخلاقی، عرفانی و اجتماعی، تربیتی و فرهنگی را دارا شد نخستین کسی که در مدینه منوره اشعار را با آهنگ غنایی و با وسیله موسیقی(طبل) خوانده شخصی بود به نام عیسی فرزند عبدالله دارای کینه ابوعبدالمنعم و لقب طویس او در فن موسیقی غنایی و دف زدن از مشهورترین افراد در آن عصر بود و علاوه براین در علم تاریخ و اسناب مردم کم نظیر بود. او در سال 11 هجری در مدینه منوره متولد شد و در آن شهر مقدس زندگی کرد و تا ایام مروان بن حکم در آنجا می‌زیست و سپس به سویدا که شهری است در شمال مدینه هجرت نمود و در آنجا به زندگی خود ادامه داد، تا اینکه در سال 92 هجری بدرود حیات گفت و در همانجا مدفون گشت.
و بنا به نقل بعضی از عرفا موسیقی صیقل روح است و نفس را رقیق و لطیف می‌کند و مقوی شور و شوق و طلب سالک صادق است.20
گفتارسوم: پیشینه تاریخی موسیقی در اقوام و ملل گوناگون (ایران، اعراب، یونان)
بند اول: موسیقی در ایران
هنر موسیقی در سرزمین پهناور و هنر پرور ایران یکی از قدیمی ترین هنرها به شمار می‌آید که تاریخچه درست و حقیقی آن را شاید بطور دقیق نتوان تخمین زد ولی با توجه به مستندات و مدارک موجود از بعضی از کتیبه‌ها و دست نوشته‌ها در اعصار مختلف بتوان تا حدودی به زمان آشنایی ایرانیان به موسیقی اذعان کرد که به نمونه‌هایی از این مدارک اشاره می‌شود.
1- طبق مدارک موجود در شاهنامه فردوسی که مطالب آن از خدای نامه‌ها نقل شده و همچنین کائاها موسیقی به ویژه دسته جمعی (ارکستر) از کهن ترین زمان تاریخی در ایران برقرار بود فیثاغورث حکیم در سفرنامه خود می‌نویسد که هنگام تاج گذاری داریوش 360 زن جوان به شماره روزهای سال روانه پایتخت شدند و همگی با نغمه و آهنگ هم آواز گردیدند.21
و همین خبر موید آن است که جشن و سرود ملی ایرانیان همواره همراه با سرود و موسیقی دسته جمعی بوده است.
2- از کارنامه اردشیربایکان که در آن رویدادهای پایان دوره اشکانیان بیان شده بر می‌آید که هنر موسیقی و آموزش نوای خوش یکی از مواد آموزش دبیرستان‌های ایرانی بوده است.22
درخشان ترین دوره تاریخی موسیقی ملی ایران مربوط به دوره ساسانیان است. خنیاگران و نوازندگان دور معبد آتش جمع می‌شدند و روزی 5 دفعه گات‌ها و سرودهای مذهبی دیگر که از کتاب اوستا انتخاب می‌شد آهنگ می‌خواندند ولی اوج موسیقی در زمان خسرو پرویز می‌باشد. شهرت بزم‌ها و رزم‌های او که همراه با ساز و سرود بوده است در داستانها و تاریخ‌های مربوط به آن زمان فراوان آمده، بطوریکه تنها برای شکار به قول فردوسی دو هزار خواننده و نوازنده او را همراه می‌کردند.
3- ابن خلدون در مقدمه تاریخ خود درباره جایگاه موسیقی در دربار سلاطین ایران و چگونگی نفوذ آن میان اعراب می‌نویسد: پارسیان به موسیقی میلی فراوان داشتند، در زمان بهرام گور چند نفر موسیقی دان از هندوستان به ایران آمدند و بازار مجالسی خوشگذرانی شاهان ساسانی را رواج دادند23
بند دوم: موسیقی در میان اعراب پیش از اسلام
اما در خصوص اعراب پیش از اسلام اخباری که به ما رسیده موید این حکایت است که با موسیقی و دیگر هنرها آشنا نبودند و تنها چیزی که از عرب جاهل در آن زمان‌ها یاد می‌شود به تبحر داشتن آنها در زمینه شعر و ساختن قطعات منظوم می‌باشد.
این اعراب بادیه نشین و چادرنشین در هنگام کوچشان از این سو به آن سو آوازهایی می‌خواندند که غالباً برای تهییج و تحریک شترها بوده که اصطلاحاً به آن حداء( یا حدی) می‌گفتند. که در بخش های بعدی از آن سخن به میان می‌آوریم. بنابراین می‌توان به این نتیجه رسید که عرب قبل از اسلام چیز خاص از موسیقی نمی‌دانست.
اما پس از ظهور اسلام و با گسترش چشمگیر آن در اقصا نقاط جهان و آشنا شدن اعراب با فرهنگ و آداب ممالک دیگر علوم و فنون زیادی در بین آنان رایج گردید.