بدین ترتیب رأی داوری داخلی در داوری‌های داخلی و رأی داوری خارجی در داوری‌های خارجی صادر می‌شوند، با این حال هر رأی داوری دارای تابعیت و لزوماً ملّی است حتی اگر جنبه‌ی بین‌المللی داشته باشد، اگر چه امکان تحقق داوری های بدون تابعیت نیز قابل انکار نیست. مثلاً می‌توان موردی را تصور کرد که هیچ کشوری رأی صادره را متبوع و داخلی خود تلقی نکند در نتیجه رأی داوری واقعاً بدون تابعیت می‌شود و بدین ترتیب هیچ داد‌گاهی صلاحیت اعمال نظارت بر رأی را ندارد. برای مثال در یک داوری بین‌المللی رأی در کشور الف بر طبق قانون کشور ب صادر شود و در این حالت از سویی قانون کشور الف به علت اعمال قانون حاکم بر داوری، رأی صادره را متبوع خود نداند و از سویی دیگر کشوری که قانون آن در جریان داوری اعمال شده نیز به علت اعمال معیار مقر داوری، رأی را تابع خود نداند در این وضعیت رأی صادره نمونه کامل یک رأی بدون تابعیت است و چنین رأ‌یی در هیچ کشوری قابل اعتراض و ابطال نیست (ایرا‌نشاهی، 1390: 226).
مبحث سوم: مفهوم و هدف اعتراض به رأی داور