تی، کشفیات مورد انتظار، اعطای پروانه برای کار در یک منطقه خاص و … مثالهایی از وقایعی هستند که ممکن است بر سودهای آتی اثر بگذارند ولی در سودهای جاری منعکس نشده باشند.
2- عوامل دیگری برای تغییرات قیمت وجود دارد که مربوط به تغییر در سودها و یا سودهای تقسیمی آتی، نیستند. مثل تغییر در نرخ بهره و صرف ریسک.
3- تغییرات سودها، عوامل موقتی را که سودهای سال جاری را تحت تاثیر قرار می دهند ولی انتظار می‌رود که حداقل قسمتی از سطح سودهای مورد انتظار آتی را تغییر ندهد، منعکس می کنند.
4- تغییراتی در سود هر سهم (EPS) رخ می‌دهد که انتظار نمی‌رود قدرت پرداخت سود نقدی شرکت را تغییر دهد. مثل تغییر روش استهلاک و یا اتکا به حسابداری بر مبنای بهای تمام شده .
اگر سرمایه‌گذاران احساس کنند که یک قسمت از سود، شامل یک جز موقتی است، نسبت قیمت به سود (P/E) اوراق بهادار تغییر می کند. نتایج حاصل از تحقیق نسبت های قیمت به سود (P/E) که به وسیله “بیور و مورس” در سال 1978 انجام شد، نشان می دهد که سهامی که دارای نسبت P/E بالایی در پایان سال مالی بوده‌اند، دارای رشد کمی در سود آن سال و دارای رشد بالایی در سود سال آتی بوده‌اند، و بالعکس.این دقیقاً همان رفتاری است که انتظار می‌رفت یعنی اگر (1) سرمایه‌گذاران احساس کنند که یک قسمتی از سود دائمی نیست و (2) سودها طوری رفتار کنند که‌گویا دارای قسمت غیر دائمی هستند،به همین خاطرنسبت P/E کمتر خواهد شد(بزرگ اصل, 1388).
ثبات و تکرارپذیری از عوامل مؤثر بر کیفیت سود هستند چرا که شرکت های دارای سود منظم و ثابت در مقایسه با شرکت های با سود نا منظم و پرنوسان از کیفیت بالایی بر خوردارند . هر چه سود منظم و تکرار پذیر باشد پیش بینی سود های آتی آن راحت تر و قابلیت اتکای بالاتری خواهد داشت چرا که در پیش بینی سود های آتی شرکت ، فاکتور های همچون عوامل غیر عادی و نا منظم سود سال جاری در نظر گرفته نمی شود . یعنی اینکه اقلام درآمدهای غیرعادی وغیرمستمر(غیرمترقبه) از پیش بینی سود کنار گذاشته می شوند . زیرا هدف، پیش بینی و تضمین میانگین سود های تکرار پذیر در سال های آتی و ایجاد قابلیت مقایسه مناسب است و عناصری که در این راستا نیستند از این فرآیند حذف می شوند . در این زمینه
“گراهام” (1989( معتقد است که سودهای ناشی از فعالیت های احتمالی ، نا گهانی و غیر منتظره نسبت به سودهای ناشی از فعالیت عادی و مستمر از ثبات و پایداری کمتری بر خوردارند . از دیدگاه آنان کیفیت سود را می توان به زمینه بالقوه رشد سود ، دقیق و به دنبال آن به میزان احتمال تحقق سود های آتی مرتبط داشت و این که ارزش هر سهم هر شرکت علاوه بر سود سهم سال جاری ، به انتظارات از آینده شرکت ، قدرت سودآوری سال های آتی به ضریب اطمینان نسبت به آن بستگی دارد .
“برنارد و استوبر” (1989) نیز بر این باورند که کیفیت سود بستگی به بخشی از بازده به دست آمده از منابع تکرار پذیر ، باثبات و با دوام دارد . از نظر “لیپ” (1986) واکنش به عناصر سود بستگی به ثبات رابطه بین آن عناصر و ارزش ذاتی آن عناصر سود دارد.از نظر”گرین”Green (1999) شرکت هایی که قدرت پیش گویی بالایی دارند از کیفیت سود بالایی برخوردارند . مری لانچ MerriLynch نیز کیفیت بالای سود را بالا بودن ثبت بازده به کل سرمایه و نزدیکی سود به نقد و میزان تکرارپذیری آن مربوط می داند(بچتی4، 2013)
2-6- نقاط قوت و ضعف وارد بر سود حسابداری
2-6-1- نقاط قوت سود حسابداری
پرفسور”یوجی ایجری”،” کوهلر”، “لیتلتون” و “ماتز” درزمره مهمترین و پرشورترین مدافعان سود حسابداری قرار می‌گیرند و سود حسابداری را مبنایی جهت تصمیم گیری استفاده کنندگان می دانستند .دراین بخش درباره چهار دیدگاه آنها بحث میشود.
نخستین دیدگاه در تائید سود حسابداری این است که سود مزبور توانسته است در طول زمان همواره سربلند بماند. اغلب استفاده کنندگان داده‌های حسابداری بر این باورند که سود حسابداری سودمند است ودر برگیرنده یک عامل تعیین‌ کننده از شیوه‌های عملی، روش‌های اجرایی والگوهای تصمیم‌گیری می‌باشد. کوهلردر تائید چنین دیدگاهی می‌گوید:
“موجودیت کنونی حسابداری نه به سبب علاقه یا خواست حسابداران بلکه به سبب اعمال نفوذ تجار، کسبه یا معامله گران است. اگر کسانی که درباره سرمایه گذاریها تصمیم می‌گیرند به گزارشهای مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی، دسترسی نداشتند، از مدتها پیش تغییرات عمده ای در حسابداری به وجود آمده بود.”
به عبارتی کوهلر بر این عقیده استوار است که مبنایی که با آن سود حسابداری را شناسایی و تعیین می کنند مبناهای موثری بوده و است که تاکنون توانسته است به قوت خود باقی بماند.
دوم، از آنجایی که سود حسابداری مبتنی بر رویدادهای واقعی و حقیقی است ، این سود به صورت عینی محاسبه و گزارش می‌شود. از اینرو اصولأ قابلاتکا میباشد . اعتقاد طرفداران استفاده از سود حسابداری مبنی بر اینکه حسابداری باید واقعیت ها را (و نه ارزش‌ها را) گزارش نماید، باعث میشود که عینیت این سود مورد تائید قرار گیرد(چانگ5، 2013).
سوم، سود حسابداری از طریق تکیه بر اصل تحقق درآمد به شاخص محافظهکاری پایبند باقی میماند. به بیان دیگر در محاسبه و گزارش سود از طریق نادیده انگاشتن تغییر در ارزش‌ها، محافظه کاری به صورتی معقول متجلی می‌شود .