د هنگام جمع آوری مطالب، پیدا کردن نقطه نظرات فقهی کاری بسیار دشوار و البته گاهی ناممکن بود.
10-روش تحقیق
این تحقیق کاربردی بوده و روش آن توصیفی می باشد. اطلاعات به روش کتابخانه ای جمع آوری گردیده یعنی با مراجعه به کتب و مقالات و فیش برداری از آنها، ابتدا به نقل مطالب گردآوری شده از منابع فقهی و روایی پرداخته شده آنگاه به بررسی اقوال و اظهار نظر درباره آنها توجه شده است. البته لازم به ذکر است که در این میان از نرم افزارها نیز برای جمع آوری مطالب استفاده شده است.
پس از بیان کلیاتی درباره مراحل تدوین و نگارش پایان نامه، ضروری تا تعریفی از مفاهیم مورد استفاده در رساله نیز ارائه شود.

11- مفاهیم و اصطلاحات
الف) عزل
1-در لغت
عزل در لغت به معنای دور کردن و قرار دادن شیء در جایی دیگر، بازداشتن و بیکار نمودن است. به گونه ای که گفته شده: “العزل فی اللغه إبعاد الشی‌ء و جعله فی ناحیه، یقال عزله عن کذا نحّاه عنه، و یقال نحَّى الرجلَ عن موضعه، أی صرفه و عزله”1
2-در اصطلاح
عزل، عنوانی کلی است که برخی مصادیقش در مواردی از فقه، موضوع احکام تکلیفی و یا وضعی قرار می گیرند. در اصطلاح فقهی، عزل یکی از قدیمیترین روش های پیشگیری از بارداری به شماره آمده و عبارت است از: “ریختن منی در خارج از رحم و یا استفاده از وسائل و داروهایی که مانع انعقاد نطفه گردند.”2

ب) استیلاد
1-در لغت
استیلاد در لغت در دو معنا به کار رفته است. یکی، استعداد باردار کردن و باردار شدن و دیگری باردار شدن کنیز از مولا می باشد. و به همین خاطر گفته شده: “مصدر استولد، یقال الرجل استولد المرأه أی أحبلها فالاستیلاد هو الاحبال”3
2-در اصطلاح
استیلاد در اصطلاح فقهی به همان معانی لغوی خویش به کار رفته است. استیلاد به معناى نخست ـ استعداد باردار کردن و باردار شدن ـ، شامل مرد و زن آزاد و برده مى‌شود و احکام آن در باب نکاح آمده است. و به معناى دوم ـ باردار شدن کنیز از مولا ـ خود، بابى از ابواب فقه است و از آن در این باب و نیز باب‌هاى تجارت، وصیّت، طلاق، ارث و قصاص به مناسبت سخن رفته است.4
آنچه که در این رساله مورد نظر می باشد، معنای نخست آن یعنی مطلق استعداد باردار کردن و باردار شدن می باشد.
ج) اخصاء
1-در لغت
اخصاء در لغت یعنی اخراج بیضتین، و به همین خاطر گفته شده: “الخَصِىُّ: من سُلَّت خصیتاه و نُزعتا، من قولهم: خَصِیتُ العبدَ أَخْصِیهِ خِصاءً بالکسروالمدّ: سللت خصییه”5
2-در اصطلاح
در اصطلاح فقهی، اخصاء در معنای لغوی خویش به کار رفته و فقها آن را در همان معنای لغویش استعمال نموده اند. گفته شده، اخصاء این است که بیضتین خارج شود. خصاء یکی از عیوبی است که موجب فسخ نکاح می شود به شرط آنکه قبل از عقد باشد اگر چه بعضی گفته اند اگر بعد از عقد هم بوجود آید موجب فسخ است ولی این قول مورد قبول نیست.6

فصل دوم: جمعیت شناسی و سیاست های جمعیتی

سعی بر آن است تا در این فصل به مباحث جمعیت و سیاستهای جمعیتی پرداخته شود. درگفتار نخست، موضوع جمعیت از ابعاد و زوایای مختلف آن طرح و بررسی گردیده سپس در گفتار دوم، مساله سیاست های جمعیتی مورد بحث و نظر قرار خواهد گرفت از این رو در ادامه به موضوع جمعیت و مسائل مربوط به آن پرداخته می شود.
گفتار اول : جمعیت شناسی
مطالعات اجتماعی حاکی از آن است که مسائل جمعیتی از زمانهای بسیار قدیم در یونان، روم، هند، چین و کشورهای دیگر جهان مورد توجه بوده و در مواردی سرشماری نفوس نیز به عمل می آمده است اما بررسی های جمعیتی به صورت نسبتاً منظم پس از دوره نوزایی (رنسانس) متداول و جزء رسوم اداری شد و دستگاه مجهزی به ثبت و ضبط اطلاعات جمعیتی و حتی نوعی سرشماری اقدام کرد.7
از سده نوزدهم جمعیت شناسی به مفهوم امروزی آن به صورت علم درآمده و مورخان و صاحب نظران به بررسی تحولات جمعیتی پرداختند، اما در حقیقت در چند دهه اخیر، یعنی از سال های پس از جنگ دوم جهانی بود که توجه به جمعیت شناسی بیشتر شد و روش ها و تکنیک های خاص برای بررسی های آن به کار رفت و به عنوان دانشی جدید به دانشگاههای جهان راه یافت.
در ایران نیز، همچون کشورهای دیگر جهان، از زمان باستان به جمعیت و مسائل مربوط به آن توجه شده است. در ایران پس از اسلام موضوع گرفتن جزیه از اهل ذمه ضرورت سرشماری را ایجاب کرده و در تهیه آمار اقداماتی به عمل آمده است. در سفرنامه های جهانگردانی مانند ناصر خسرو، ابن بطوطه و دیگران موضوع جمعیت مناطق و شهرها مورد توجه قرار گرفته است. به دنبال تحولات ایران در دوران معاصر و دگرگونی شرایط اقتصادی ـ اجتماعی کشور، لزوم سرشماری های دقیق و منظم هر چه بیشتر از گذشته مورد عنایت قرار گرفته است.8
اگرچه مساله جمعیت بنا به دلایل اقتصادی و نظامی از دیرباز مورد توجه و عنایت اندیشمندان و دولتمردان کشورهای مختلف جهان بوده، اما پژوهش منظم درباره علل افزایش و یا کاهش جمعیت و مطالعه تحولات جمعیتی و ارتباط آن با مسائل و پدیده های دیگر در چند سده به ویژه چند دهه اخیر گسترش اصولی یافته است.
برخی از دلایل افزایش توجه و اهتمام به مطالعات جمعیتی عبارتند از :
1ـ پیشرفت علم آمار و انجام سرشماری ها و مطالعات آماری در جهان
2ـ افزایش بی رویه جمعیت در برخی نقاط جهان به ویژه کشورهای جهان سوم
3ـ اهمیت تعداد جمعیت و مختصات آن در زندگی اجتماعی و اقتصادی کشورهای جهان
4ـ نقش افزایش یا کاهش جمعیت در برنامه ریزی ها
5- لزوم اتخاذ سیاستی خردمندانه در مورد جمعیت
در واقع جمعیت شناسی را می توان جزء علوم نوپدید دانست.از این رو بیان تعریفی لغوی از این واژه برای شناخت هر چه بهتر از مفهوم آن امری لازم و ضروری به نظر می آید. واژه دموگرافی (جمعیت شناسی) که از دو ریشه دموس (مردم) و گرانوس (نوشتار یا نگارش) ترکیب شده، برای نخستین بار در سال 1855م در کتاب آشیل گیارد فرانسوی تحت عنوان “اصول آمار انسانی یا جمعیت شناسی تطبیقی” به کار رفته و از آن پس مصطلح شده است.9
برای جمعیت شناسی تعاریف گوناگونی در آثار جمعیت شناختی بیان شده است که در جمع بندی آنها می توان به تعریف واحدی دست یافت که عبارت است از :
“مطالعه علمی و توصیف و تحلیل آماری ساخت و حرکات جمعیت های انسانی، بررسی سیاستهای جمعیتی و روابط متقابلی که میان پدیده های جمعیتی و عوامل اقتصادی ـ اجتماعی و زیستی وجود دارد.”10
با توجه به تعریف ارائه شده می توان گفت، جمعیت شناسی علمی است که بر میزان جمعیت نظارت نموده و با توجه به اوضاع و شرایط موجود به اتخاذ سیاستهای جمعیتی مناسب اقدام می نماید.
مطالعات جمعیت شناسی می تواند در یک زمان مشخص یا در طول دوره معینی از زمان انجام شود. به نظر بسیاری از جمعیت شناسان، جمعیت شناسی نوعی حسابداری دقیق انسانها و وقایع تولد، ازدواج، طلاق و مرگ آنهاست. در واقع، جمعیت شناسی حد فاصل میان علوم طبیعی و علوم انسانی و اجتماعی است که خصایص کیفی جمعیت ها، استعداد زاد و ولد و تجدید نسل و همچنین حرکات زمانی و مکانی آنها را مورد مطالعه قرار می دهد.
جمعیت شناس هر چند در وهله نخست می کوشد وضع و میزان جمعیت های انسانی را “آنچنان که هست” نشان دهد، اما در عین حال با کوشش در کشف “چرایی” این وضع، به تفکر درباره “آنچنان که باید باشد” و راههای رسیدن به آن موقعیت نیز می پردازد. از این رو گردآوری آمار و ارقام جمعیتی و انتشار آن در سطحی وسیع و گسترده، بدون آنکه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و روابط و همبستگی میان آنها روشن شود، تلاشی بیهوده است که قطعاً هدف علم جمعیت شناسی، چنین تلاشی نخواهد بود.11
هر چند که پدیده های جمعیتی در ظاهر تنها دارای خصلتهای کمی و آماری هستند، اما از آنجا که منشا اجتماعی داشته، و از یک سو تحت تاثیر بسیاری از شرایط، علتها و روندهای جامعه قرار می گیرند و از سوی دیگر روی پدیده ها و مسائل اجتماعی مختلفی تاثیر می گذارند به همین جهت، جمعیت شناسی رشته ای از علوم اجتماعی تلقی می شود. به عنوان مثال پدیده هایی مانند تولد، مرگ و مهاجرت از یک طرف خصلتی زیستی و جمعیت شناختی دارند و از طرف دیگر متغیرهای اجتماعی شمرده می شوند.و به همین خاطر است که بیشتر بنیان گذاران جمعیت شناسی را اقتصاد دانان و جامعه شناسان و تحلیل گران آمار تشکیل می دهند.12
بر اساس مطالب گفته شده می توان چنین نتیجه گرفت که جمعیت شناسی یکی از شاخه های علوم انسانی است که موضوع آن جمعیت و هدف از آن نظارت بر تحولات جمعیتی می باشد.
پس از شناخت علم جمعیت شناسی لازم است تا به تعریف و شناخت موضوع این علم یعنی مساله جمعیت نیز پرداخته شود که در ادامه توضیح این مطلب خواهد آمد.
1-تعریف جمعیت
در اصطلاح آماری، هر مجموعه ای از عناصر متمایز یا مجموعه ای از افراد انسانی، گیاهی و غیره که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند، “جامعه یا جمعیت آماری” دانسته می شود.در جمعیت شناسی، تمام یا بخشی از ساکنان یک ناحیه را “جمعیت” نامیده و معمولاً آن را به اصلی و فرعی تفکیک می کنند. در این مورد می توان به نمونه هایی همچون “جمعیت ایران”، “جمعیت آذربایجان”، “جمعیت کشاورز” و غیره اشاره کرد. انواع اخیر جمعیت را که نسبت به جمعیت کل کشور کوچکتر و محدودترند، “جمعیت محدود” یا “جمعیت فرعی” و جمعیت کشور را “جمعیت اصلی” می نامند. بنابراین “جمعیت فرعی یا محدود” جمعیتی است در داخل جمعیت اصلی کشور که به لحاظ خصوصیات اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی مورد بررسی قرار می گیرد و به اعتبار یکی از این صفات، نامی بر آن گذاشته می شود.
همانطور که گفته شد، کلمه جمعیت ممکن است به هر اجتماعی از افراد انسانی، در هر مکان، خواه به طور مستمر یا موقت، اطلاق شود لیکن در جمعیت شناسی، آنچه به